متحرك بود به همان حركت اكتفاء كرده فقط آخرش را مجزوم نموديم استشهد شد .
صرف فعل ماضى از باب استفعال
/ استشهد / طلب شاهد كرد يك مرد غائب در زمان گذشته
مذكر غائب / استشهدا / طلب شاهد كردند دو مرد غائب در زمان گذشته
/ استشهدوا / طلب شاهد كردند مردان غائب در زمان گذشته
/ استشهدت / طلب شاهد كرد يك زن غائب در زمان گذشته
مؤنث غائب / استشهدتا / طلب شاهد كردند دو زن غائب در زمان گذشته
/ استشهدن / طلب شاهد كردند زنان غائب در زمان گذشته
/ استشهدت / طلب شاهد كردى تو يكمرد حاضر در زمان گذشته
مذكر حاضر / استشهدتما / طلب كرديد شما دو مرد حاضر در زمان گذشته
/ استشهدتم / طلب شاهد كرديد شما مردان حاضر در زمان گذشته
/ استشهدت / طلب شاهد كردى تو يكزن حاضر در زمان گذشته
مؤنث حاضر / استشهدتما / طلب شاهد كرديد شما دو زن حاضر در زمان گذشته
/ استشهدتنّ / طلب شاهد كرديد شما زنان حاضر در زمان گذشته
متكلم وحده / استشهدت / طلب شاهد كردم من در زمان گذشته
متكلم مع الغير / استشهدنا / طلب شاهد كرديم ما در زمان گذشته
صرف فعل مضارع از باب استفعال
/ يستشهد / طلب شاهد مىكند يك مرد غائب در زمان حال آينده
مذكر غائب / يستشهدان / طلب شاهد ميكنند دو مرد غائب در زمان حال يا آينده
/ يستشهدون / طلب شاهد ميكنند مردان غائب در زمان حال يا آينده