صرف فعل ماضى از باب تفعّل
/ تعهّد / بذمّه گرفت يكمرد غائب در زمان گذشته
مذكر غائب / تعهّدا / بذمّه گرفتند دو مرد غائب در زمان گذشته
/ تعهّدوا / بذمّه گرفتند مردان غائب در زمان گذشته
/ تعهّدت / بذمّه گرفت يكزن غائب در زمان گذشته
مؤنث غائب / تعهّدتا / بذمّه گرفتند دو زن غائب در زمان گذشته
/ تعهّدن / بذمّه گرفتند زنان غائب در زمان گذشته
/ تعهّدت / بذمّه گرفتى تو يكمرد حاضر در زمان گذشته
مذكر حاضر / تعهّدتما / بذمّه گرفتيد شما دو مرد حاضر در زمان گذشته
تعهّدتم / بذمّه گرفتيد شما مردان حاضر در زمان گذشته
/ تعهّدت / بذمّه گرفتى تو يكزن حاضر در زمان گذشته
مؤنث حاضر / تعهّدتما / بذمّه گرفتيد شما دو زن حاضر در زمان گذشته
/ تعهّدتنّ / بذمّه گرفتيد شما زنان حاضر در زمان گذشته
متكلم وحده / تعهّدت / بذمّه گرفتم من در زمان گذشته
متكلم مع الغير / تعهّدنا / بذمّه گرفتيم ما در زمان گذشته
صرف فعل مضارع از باب تفعّل
/ يتعهّد / بذمّه ميگيرد يكمرد غائب در زمان حال يا آينده
مذكر غائب / يتعهّدان / بذمّه ميگيرند دو مرد غائب در زمان حال يا آينده
/ يتعهّدون / بذمّه ميگيرند مردان غائب در زمان حال يا آينده
/ تتعهّد / بذمّه ميگيرد يكزن غائب در زمان حال يا آينده
مؤنث غائب / تتعهّدان / بذمّه ميگيرند دو زن غائب در زمان حال يا آينده