اصرار معاويه در حذف فضائل امام على عليه السلام مىتوانست روايات سيره را تا آنجا كه مربوط به نقش آن امام مىشد دست كارى كند . زمانى كه صَعْصَعة بن صوحان اصرار برنقل فضائل امام داشت ، مغيرة بن شعبه حاكم كوفه به وى گفت : ما اين فضائل را بهتر از تو مىشناسيم ، اما اكنون اين سلطان ( معاويه ) غلبه كرده و ما را بر آن داشته تا در نزد مردم از على عيبجويى كنيم ، بسيارى از آنچه كه به ما دستور داده شده كنار گذاشته و آنچه را ناچاريم اظهار مىكنيم تا جانمان محفوظ باشد . شما نيز اگر قصد نقل فضائل على عليه السلام را داريد بطور سرى در منزلتان نقل كنيد . « 1 »
ابن ابى الحديد فصلى را به احاديث جعلى كه به تحريك معاويه بر ضد امام على عليه السلام ساخته شده ، اختصاص داده است . « 2 » احمد امين نيز تأييد كرده كه بيشتر احاديثى كه در فضائل [ صحابه ] رويت شده ، در عهد بنى اميه ساخته شده و به قصد تقرّب به آنان بوده است . « 3 » اين روايت بخارى نيز مىتواند به ما كمك كند كه شخصى از براء بن عازب مىپرسد : آيا على عليه السلام در بدر شركت داشت ؟ ! « 4 »
در چنين فضايى بايد گفت : بيشتر از همه آنچه كه در سيره ، به صحابهء مهم نسبت داده شده ، بايد مورد ارزيابى قرار گيرد . اعتقاد سيره نگاران به عدالت تمامى صحابه به ويژه خلفا ، آنان را بر آن داشته تا از ذكر آنچه بر خلاف اين باور است ، پرهيز كنند . « 5 » مثلًا در نقلى آمده است كه پس ازبازگشت مهاجران از حبشه ، شخصى آنان را به دليل ماندن در حبشه نكوهش كرد . اين روايت را ابن ابى شَيْبه در دو مورد از شعبى نقل كرده ، در يك روايت نام آن شخص آمده [ عمر ] و در روايت ديگر نيامده است . دليل آن نيز اين است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم معترض را به شدت سرزنش كرد . « 6 » نمونه ديگر آن كه در نقلى آمده كه پس از حديبيه يكى از اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از روى اعتراض از حضرت پرسيد : آيا اين « فتح » بود و پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم پاسخ مثبت داد . « 7 » همين روايت از طريق زهرى نقل شده و ضمن آن بجاى « يكى از اصحاب » ، نام عمر به عنوان معترض ذكر شده است . « 8 »
نظير همين تحريف در روايت مربوط به يوم الخميس گزارش شده . در يك نقل نام
هامش
( 1 ) . تاريخ الطبرى ، ج 5 ، ص 189
( 2 ) . شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 4 ، ص 63
( 3 ) . فجرالاسلام ، احمد امين ، ص 213 ، مق : شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، ج 11 ، ص 44
( 4 ) . صحيح البخارى [ با حاشية السندى ] ، ج 3 ، ص 5
( 5 ) . به عنوان مثال ابن هشام درباره اين خبر كه مُعتِّب بن قشير در ايام ، ج نگ خندق در شمار منافقان بوده مىگويد : اين درست نيست و دليل آن اين كه او از اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در ، ج نگ بدر بوده است ؛ نك : السيرة النبويه ، ج 3 ، ص 222
( 6 ) . المصنّف ، ابن ابى شيبه ، ج 7 ، ص 351 ، مق : ص 415
( 7 ) . المصنف ، ابن ابى شيبه ، ج 7 ، ص 384
( 8 ) . مجمع البيان ، ج 9 ، ص 110