تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
اينها پيام اصلى دعوت اسلامى براى هر كسى بوده كه در دوره مكه يا مدينه براى نخستين بار با اسلام آشنا مىشده است . زمانى كه برادر ابوذر به مكه آمد تا خبر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را به ابوذر برساند ، در بازگشت به او گفت : مردى را ديدم كه به « خير » دعوت كرده و از « شرّ » نهى مىكرد ( و يأمُرُ بِمَكارم الاخلاق ) و به ارزشهاى اخلاقى دستور مىداد . « 1 » در روايت ديگرى آمده است كه رسول خدا مفروق بن عمرو را به اسلام دعوت كرد . او از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم پرسيد : اى برادر قريشى ! مردم را به چه چيز دعوت مىكنى ؟ رسول خدا آيات سورهء انعام را كه پيش از اين آورديم ، براو تلاوت كردند . او گفت : زيباتر از آن سخنى نشنيده است ؛ رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بار ديگر اين آيه را خواندند : « خداوند به عدل و احسان و بخشش به خويشاوندان فرمان مىدهد و از فحشا و زشتكارى و ستم نهى مىكند . شما را پند مىدهد ، باشد كه پذيراى پند شويد » . « 2 » آنگاه مفروق گفت : اى برادر قريشى ! تو مردم را به « مكارم الاخلاق و محاسن الاعمال » دعوت مىكنى . « 3 » بعدها نيز زمانى كه نامهء رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به احنف بن قيس رئيس قبيله بنى تميم رسيد ، احنف پرسيد : به چه چيز دعوت مىكند ؟ به او گفته شد : « إلى الأمر بالمعروف و النهى عن المنكر » احنف گفت : سخن نيكويى است . « 4 » عبد الله بن سلام مىگفت : وقتى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به مدينه در آمد ، اولين چيزى كه از او شنيدم اين بود : « سلام كردن را شايع كنيد ، يكديگر را ميهمان كنيد ، با همديگر صلهء رحم كنيد . » « 5 » و ديگرى نيز در پاسخ اين سؤال كه اين پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم به چه چيز دعوت مىكند گفت : « يأمرنا بالصلاة و الزكاة و العفاف و الصلة » « 6 » و البته زكات در اينجا به معناى صدقه است . حتى بعدها وقتى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم كسى را به سراغ بنى ليث فرستاد تا آنان را به اسلام دعوت كند ، در مقابل گفته شد : انك لتدعوا الى خير ، و ما أسمع الا حسنا . « 7 » احكام فقهى نازل شده در مكه ، تنها در نهى از « اثم » ، « فحشاء » و « بغى » نبود بلكه برخى از مسايل ديگر نيز مطرح گرديد كه در سور مكى آمده است . از جمله آن كه خداوند در سورهء انعام ، از خوردن ذبيحه‌اى كه نام خدا بر آن ياد نشده و براى بتان ذبح مىشده ، نهى كرده است . « 8 » اين مسأله براى حنفا امرى شناخته شده و از سنتهاى ابراهيمى بود ، كه بت پرستى آن را منسوخ كرده بود . اقامهء نماز و پرداخت زكات چندين بار در سوره‌هاى
هامش
( 1 ) . طبقات الكبرى ، ج 4 ، ص 224 ؛ سبل الهدى والرشاد ، ج 2 ، ص 421 ( 2 ) . نحل ، 90 ، ( انّ الله يأمر بالعدل و الإحسان و إيتا ذى القربى وينهى عن الفحشاء و المنكر والبغى ويعظكم لعلّكم تذكّرون ) ( 3 ) . دلائل النبوه ، ج 2 ، ص 424 ؛ عيون الاثر ، ج 1 ، ص 203 ؛ مختصر تاريخ دمشق ، ج 8 ، ص 202 ؛ نهاية الأرب ، ج 16 ، صص 309 - 308 ( 4 ) . طبقات المحدثين باصبحان ، ج 1 ، ص 297 ( 5 ) . المصنف ابن ابى شيبه ، ج 14 ، ص 95 ؛ الاوئل ، ابن ابى عاصم ، ص 49 ( 6 ) . المصنف ، عبد الرزاق ، ج 5 ، ص 346 ( 7 ) . طبقات ، ج 7 ، ص 93 - 94 ، المعرفة و التاريخ ، ج 1 ، ص 230 به نقل از : دورالحج فى اثراء الحركة العلميه ( قاهره ، 1423 ) ، ص 106 ( 8 ) . انعام ، 120