عبدمناف آيا اين رعايت حق جوار است ؟ « 1 » طعيمة بن عدى « 2 » و نضر بن حارث به همان دليلى كه عقبه پس از اسارت گردن زده شد ، كشته شدند . آنان نيز از كسانى بودند كه آزار زيادى در حق رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم كردند . ابوجهل نيز چند بار تصميم به كشتن پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم گرفت اما نتوانست آن را عملى كند . « 3 » حتى يك بار قريش قسم ياد كردند كه اگر او را بكشند به هيچ روى او را به فرزندان عبد مناف تحويل نخواهند داد . « 4 » انداختن رحم گوسفند و شكمبه بر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم كه در حال سجده بود يكى از آزارهاى جسمى مشركان بوده است . « 5 »
يك بار نيز خاك بر سر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ريختند . آن حضرت به خانه رفت و در آنجا يكى از دخترانش در حالى كه گريه مىكرد ، سر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم را مىشست . در ادامه اين خبر از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نقل شده است كه پس از درگذشت ابوطالب ، قريش اين چنين مىكند . « 6 » بدين ترتيب روشن مىشود كه اين برخورد ، پس از درگذشت ابوطالب بوده است . در نقل ديگرى آمده است كه ابوجهل مانع از نماز خواندن رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مىشد .
خداوند دربارهء اين اقدام او فرمود :
« أَ رَأَيْتَ الَّذِي يَنْهى عَبْداً إِذا صَلَّى »
« 7 »
مشركان در اين اواخر ، تصميم جدى بر قتل رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم گرفتند . خداوند در سورهء انفال - كه در مدينه نازل شد - از تصميم قريش ياد مىكند كه در برابر سه پيشنهادِ زندانى كردن ، اخراج از مكه و كشتن رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم قرار گرفتند . « 8 » نتيجهء بحثهاى آنها همان كشتن بود . ابوجهل در توجيه اين كه چرا محمد را از شهر مكه بيرون نمىكنند گفت : اگر از ميان ما بيرون رود و عدهاى جوان ، سخنان وى را از زبان شيرين او بشنوند ، از او پيروى كرده و ما از حملهء آنان به خود در امان نخواهيم بود . البته ابوجهل همان موقع نيز مشكل
هامش
( 1 ) . طبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 201
( 2 ) . انساب الاشراف ، ج 1 ، صص 154 - 153
( 3 ) . نك : عيون الاثر ، ج 1 ، صص 193 ، 192 ؛ دو روايت در اين ، صفحات آمده كه عدم توانايى مخالفان راناشى از حفاظت غيبى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم دانسته ؛ گر چه اين مطلب در برخى نقلهاى ديگر نيز آمده ، اما بايد دانست كه حداقل اين دو مورد - همانگونه كه مصصح در پاورقى يادآور شده - از اعتبار لازم سندى برخوردار نيستند .
( 4 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 1 ، صص 299 - 298 ؛ عيون الاثر ، ج 1 ، ص 199
( 5 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 1 ، ص 416 ؛ انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 125
( 6 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 1 ، ص 416 ؛ در نقل ديگرى نيز آمده : وقتى رحم حيوانات ذبح شده را برپشت رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مىانداختند ، فاطمه عليهاالسلام آن را بر مىداشت ؛ ( دلائل النبوه ، ج 2 ، ص 278 ؛ نك : 279 ؛ المصنف ، ابن ابى شيبه ، ج 7 ، ص 332 ) . اين نقل نيز بايد مربوط با دو سال آخر دوره بعثت باشد . زمانى كه فاطمه عليها السلام دست كم - بر اساس تولد در سال پنجم بعثت - شش هفت سال داشته است .
( 7 ) . علق ، 18 ؛ انساب الاشراف ، ج 1 ، ص 126
( 8 ) . انفال ، 30