نرسيدهاند . » اين آيه نيز در صدد اثبات وجود خداوند است . « 1 »
گروه ديگر از مشركين به خداوند به عنوان خالق اعتقاد داشته و با اين حال اشياء ديگرى را به عنوان خالق ، شريك براى خداوند مىدانستهاند . در واقع آنان به شرك در خالقيت اعتقاد داشتهاند ، خداوند مىفرمايد :
« أَمْ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَكاءَ خَلَقُوا كَخَلْقِهِ فَتَشابَهَ الْخَلْقُ عَلَيْهِمْ ؛
« 2 » يا شريكانى كه براى خدا قائل شدهاند چيزهايى آفريدهاند همانند آنچه خدا آفريده است و آنان دربارهء آفرينش به اشتباه افتادهاند » و در آيهء ديگر آمده :
« نَحْنُ خَلَقْناكُمْ فَلَوْ لا تُصَدِّقُونَ ، أَ فَرَأَيْتُمْ ما تُمْنُونَ أَ أَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخالِقُونَ
« 3 » ؛ ما شما را آفريدهايم ، پس چرا تصديق نمىكنيد ؟ آيا آن منى را كه بيرون مىريزيد ديدهايد ؟ آيا شما او را مىآفرينيد يا ما آفرينندهايم ؟ » چه بسا بتوان آيهء دوم را خطاب به منكرين خداوند و خالقيّت او دانست ، ولى حداقل اين نكته از دو آيهء فوق به دست مىآيد كه شرك در خالقيت ، وجود داشته است . از آيات ديگرى نيز كه در صدد اثبات اصل وجود خداست چنين مطلبى را مىتوان استفاده كرد . آيات مزبور در صدد نفى شرك در خالقيت مىباشد :
« مَا اتَّخَذَ اللَّهُ مِنْ وَلَدٍ وَ ما كانَ مَعَهُ مِنْ إِلهٍ إِذاً لَذَهَبَ كُلُّ إِلهٍ بِما خَلَقَ وَ لَعَلا بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ
« 4 » ؛ خدا هيچ فرزندى ندارد و هيچ خدايى با او نيست اگر چنين مىبود ، هر خدايى با آفريدگان خود به يك سومى كشيد و بر يكديگر برترى مىجستند . » اين آيه نشانگر آن است كه آنان به دو يا چند خالق اعتقاد داشتهاند و اين جز شرك در خالقيت كه جداى از شرك ربوبى است ، چيز ديگرى نيست .
گروه ديگرى از مشركان ، به خداى واحد و خالق يكتا معتقد بودند ، اما در مرحلهء تدبير نظام هستى به مدبّران ديگرى در كنار خداوند اعتقاد داشتند . آنان معتقد بودند كه براى هر رشتهاى از تدبير عالم ، كسى وجود دارد كه مستقلًا تدبير آن جريان به دست او واگذار شده است . آنها هر بتى را ويژه تدبير امور خاصى از جهان هستى مىدانستند ؛ لذا آيات زيادى از قرآن در تأكيد و تأييد توحيد افعالى ؛ يعنى نسبت دادن هر تدبير و فعلى به خداوند نازل شده است :
« أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ تَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ
« 5 » ؛ او راست آفرينش و فرمانروايى ، خدا ، آن پروردگار جهانيان به غايت بزرگ است » و در آيهء ديگر آمده :
« لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّهُ لَفَسَدَتا
« 6 » ؛ اگر در زمين و آسمان خدايانى جز الله مىبود ، هر دو تباه مىشدند . » اين آيه نيز بنا به گفتهء علامهء طباطبائى ، دربارهء شرك ربوبى مىباشد ؛ ايشان مردم جزيرة العرب را تنها مشرك دانسته و شرك را نيز تنها شرك ربوبى مىدانند ، چنان كه نزاع بين خداپرستان بر سر
هامش
( 1 ) . تفسيرالرازى ، ج 28 ، ص 259
( 2 ) . رعد ، 16
( 3 ) . واقعه ، 58 - 56
( 4 ) . مؤمنون ، 91
( 5 ) . اعراف ، 54
( 6 ) . انبياء ، 22