روانه كنند ؛ در مورد ابرهه اين مسأله مسلم است . « 1 » آلوسى مىگويد : عرب جاهلى متفرق و متشتت بودند . . . و لذا عيدهاى هر قبيله با قبايل ديگر متفاوت بود . « 2 »
و : قرآن بت پرستى مردم را ناشى از جهالت و عدم علم مىداند ، زيرا در واقع اين جهالت است كه سبب رخنهء عقايد شرك آلود در وجود آنان شده و از اعتقاد به توحيد بازشان داشته است . قرآن در اين باره مىفرمايد :
« وَ خَرَقُوا لَهُ بَنِينَ وَ بَناتٍ بِغَيْرِ عِلْمٍ »
« 3 » و در آيهء ديگر آمده است :
« وَ يَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطاناً وَ ما لَيْسَ لَهُمْ بِهِ عِلْمٌ »
« 4 » و سواى چيزى را مىپرستند كه هيچ دليلى بر وجودش نازل شده است و هيچ دانشى بدان ندارند .
بطور يقين ، جهالت ريشهء عمدهء تمام انحرافات در تاريخ بشر بوده است . هواپرستى ، حتى با داشتن علم و دانش ، نوعى ديگر از جهالت است . در اين ميان بودند كسانى كه با عمرو بن لحّى كه نه تنها بت پرستى را رواج داد بلكه بسيارى از احكام ديگر ابراهيم را تغيير داد مخالفت كردند . « 5 » شاعرى گفته است :
يا عمرو إنّك قد احدثت الِهة * شَتّى بمكةَ حولَ البيتِ أصناما
و كان للبيتِ ربٌ واحدٌ ابداً * فقد جَعَلتَ للنّاس أربابا
« اى عمرو تو خدايانى را در نقاط مختلف مكه و در اطراف بيت درست كردى ؛ و در حالى كه براى خانه خدا يك رب بود براى مردم اربابانى درست كردى . » « 6 »
تقليد كوركورانه نيز از جمله عوامل شيوع بت پرستى بوده است . همهء عوامل مذكور در انحراف مردم از توحيد و رواج بت پرستى نقش داشتهاند و هر كدام بخشى از اين انحراف را به وجود آوردهاند .
دين ابراهيم عليه السلام
در اين نكته كه عرب مكه و آنها كه خود را از نسل عدنان مىدانند ، وابسته به حضرت اسماعيل عليه السلام بوده و سالهاى سال در شعر و غير آن بر اين مطلب تكيه كرده و بدان افتخار مىنمودهاند شكى وجود ندارد . « 7 » در قرآن نيز بدين نكته اشاره شده است ؛ « 8 » از اين رو همان گونه كه سابقاً اشاره كرديم ، عرب در به دو امر موحد بوده و پس از آن به عللى گرايش
هامش
( 1 ) . ابن خلدون ، ج 2 ، قسمت اول ، ص 61 ؛ لسان الميزان ، ج 3 ، ص 361
( 2 ) . بلوغ الارب ، ج 1 ، ص 347
( 3 ) . انعام ، 100
( 4 ) . حج ، 71
( 5 ) . بلوغ الارب ، ج 2 ، ص 244
( 6 ) . مروج الذهب ، ج 2 ، ص 29
( 7 ) . الهدى الى دين المصطفى ، ج 2 ، ص 103
( 8 ) . حج ، 78