محمد بن موسى خوارزمى منجم . « 1 » استفاده ازمنبع اخير سبب شده تا وى آگاهيهاى نجومى گستردهاى را در تعيين زمان نجومى روى كار آمدن هر خليفه به دقت مشخص كند .
يعقوبى در مقدمهء مجلد دوم ، يادآور شده است كه قصد تأليف كتابى مختصر را داشته و لذا بسيارى از اشعار و همچنين اخبار طولانى را از آن حذف كرده است . « 2 » با اين حال ، مقايسهاى كوتاه ميان تاريخ يعقوبى با آثار حتى مفصل ديگر ، نشان مىدهد كه وى به دليل دسترسى به برخى از منابع ، اخبار بسيار بديعى را در كتاب خود آورده كه در كتابهاى ديگر نيامده است . حجم اسناد رسمى موجود در اين كتاب كه بسيارى از آنها در منابع ديگر نيامده قابل توجه است . در اين كتاب بيش از 460 نامه آمده كه البته به برخى از آنها تنها اشاره شده و در بسيارى از موارد عين متن نامه آمده است . افزون برآن اخبار يعقوبى از جهاتى با اخبار رايج در ساير منابع متفاوت است و مىتواند در مقايسه با ساير متون مشابه ، راهنماى محقق در رسيدن به واقع باشد . به تازگى فهارس تاريخ اليعقوبى در يك مجلد به چاپ رسيده كه فهرست دقيقى از اين كتاب پر ارج تاريخى را عرضه كرده است . « 3 »
تاريخ يعقوبى در قرن ششم در دست ابن شادى مؤلف مجمل التواريخ و القصص بوده و از آن در صفحات 229 ، 271 ، 278 استفاده كرده است .
محمد بن جرير طبرى
( 5 - 224 / 310 )
ابوجعفر محمد بن جرير بن يزيد طبرى « 4 » از مورخان نامى دوران اسلامى است . كار عمدهء او در فقه بوده اما دو اثر مشهور او يكى در دانش تفسير و با نام جامع البيان و ديگرى در دانش تاريخ با نام تاريخ الرسل و الامم و الملوك شهرت بسزايى برايش به ارمغان آورده است . او بنيادگذار مذهب فقهى خاصى است كه پيروانى نيز تا يك قرن پس از خود داشته است . « 5 » اثر قابل ملاحظهء فقهى وروايى وى كه آن را ناتمام گذاشته عنوان تهذيب الاثار ( در شش مجلد ) دارد كه در گذر زمان برجاى مانده است .
هامش
( 1 ) . تاريخ اليعقوبى ، ج 2 ، ص 6
( 2 ) . تاريخ اليعقوبى ، ج 2 ، ص 6
( 3 ) . قم ، مركز البحوث الكمبيوتريه للعلوم الاسلامية ، 1376 شمسى .
( 4 ) . دربارهء وى و تاريخ و تفسير او مقالات و كتابهاى متعددى نوشته است . از جمله در عربى كتابى با عنوان « الطبرى ، السيرة و التاريخ » از عبد الرحمن حسين العزاوى ( بغداد ، دارالشؤون الثقافيه العامة ، 1989 ) و در فارسى « احوال و آثار طبرى » از على اكبر شهابى ( تهران ، اساطير ) و نيز « يادنامهء طبرى » كه حاوى مجموعه مقالاتى است كه در سال 1410 در كنگرهاى كه به مناسبت بزرگداشت وى در بابلسر تشكيل شد ارائه گرديد . ( تهران ، سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد ، 1369 ) .
( 5 ) . الفهرست ، ص 291 ؛ ابن نديم او را در زمرهء فقها آورده نه مورخان .