و به خصوص تمامى سگهاى اين بلده سياه است ، تركان موسوم به ( قره آمد ) نموده و شاعرى در بيت آتى هجو كرده است :
ايت قرا عورت قرا اولر قرا درلر قرا * اى قرا قلب اهلنه مجمع اولان آمد قرا
چون اين شهر ، محسوب از بلاد « بين النهرين » است ، چند دفعه به واسطه جنگهاى « رومانيان » و « ايرانيان » و « يونانيان » خراب شد ، و در زمان امپراطورى « آلانس » و « والانسيه » باز آباد شده است .
مسلمانهاى قديم اين شهر از اولاد عرب ، و زيتونى رنگاند ، اما « ارامنه » و « كلدانىها » و « جديدالاسلامها » سفيدگون ، و مثل اهالى « ماردين » هستند ، جماعتى از شعراى معروفِ منسوب به اين شهر ، در تذاكر مسطور است . عموم اهالى مالك به جودت قريحه « 1 » ، و داراى طبع شعر و اهل ذوقاند « قِرْتى » ، و عقرب مثل پشه و مور زياد ، و عقاربش بىآزار است .
در سال ( 957 ) ميلادى ، موافق ( 347 ) هجرى ، اين شهر شهير ، داخل حوزهء اسلاميه گرديد و از آن روز تا حال در دست اسلام بوده و هست .
احوال ملوك ديار بكر
« كاتب چلبى » « 2 » مىگويد :
سيصد سال قبل از هجرت ، حكمدارىِ اين مملكت ، از جانب پادشاهان « ساسانى » ، به قبيلهء « بكر بن وائل » از عرب داده شد . در سال دويست قبل از هجرت « حُجر آكل المرار بن عمرو كنده » ، « 3 » « ديار بكر » را ضبط و دولت « بنىكنده » را تأسيس نمود .
هامش
( 1 ) - خوبى و نيكويى ذوق
( 2 ) - مصطفى بن عبداللَّه ايكنجى - معروف به حاجى خليفه و مقلب به كاتب چلبى ( 1017 - 1067 ه . ق . ) نويسنده ترك تبار تازى نويس سدهء يازدهم هجرى و صاحب كشف الظنون است .
( 3 ) - حجر بن عمرو آكل المرار از پادشاهان حاكم بر كِنده بوده و بيست و سه سال نيز سلطنت نموده است تاريخ يعقوبى : 1 / 268