دست « بنو تغلب » از « بحرين » گريخته ، و التجا « 1 » به جزيره نموده بود ، « موصل » را ضبط و دولت « بنى عقيل » را تشكيل كرد .
در سال چهار صد و هشتاد و شش ، « تنش » سلجوقى ، جزيره را از دست اينها انتزاع ، و حاكمش « ابراهيم بيگ » را قتل نمود . در پانصد و بيست و يك « عمادالدين زنگى » ، ضبط نموده ، دولت اتابكان را تأسيس نمود .
در سال ششصد و نوزده كه « ناصرالدين محمود بن قاهر » وفات يافت ، « بدر الدّين لؤلؤ » خود را مَلِك رحيم ناميده ، بساط سلطنت را چيد ، زيرا استناد به « هلاكوخان » داشت .
در سال ششصد و پنجاه و نه ، اين طايفه هم منقرض شد [ و ] اين مملكت به دست « مغول » افتاد ، بعد از مغولان ، يكى از شعبات « ايوبيّه » ضبط كردند ، از آنها نيز « آق قيونلوها » و از آنها نيز « ياوز سلطان سليم خان عثمانى » ، در سفر « مصر » گرفته ، ضميمه « ممالك عثمانى » نمود ، در سال سيصد و هفتاد و شش ، اين شهر شهير ، از زلزله خراب شد .
اما امروز اين شهر ، مركز ولايت « موصل » و والى نشين ، و « ارامنه » و « يهود » و « گبر » ، بسيار كمتر است ، در تحرير نفوس جديد ، بيست [ و ] سه هزار نفس ثبت دفتر اين شهر گرديد . دو هزار نفس آن طايفهء « نسطورى » ، كه شعبهاى از « كلدانيان » اند . و سىو هشت هزار « سنى شافعى » و دو هزار نيز « يزيدى » است . اين شهر سيصد و هفتاد كيلومتر « 2 » از « بغداد » دور ، و در شمال آن واقع است .
اطراف شهر محاط به يك ديوار ضخيم خندقدار ، و ديوارهاى خانههاى اهالى ، عموماً از سنگ يا از آجر پخته است ، بيست و دو مسجد بسيار قشنگ دارد ، كه دو عدد آنها مسجد جامع خيلى عالى است . قلعهء بسيار استوارى است كه در قديمالزمان در جزيرهء واقعه در رودخانه ساختهاند . شيشهگرى و مخملبافى و قالىبافى و نمدمالى از صنايع قديمهء اين شهر است . « سربازخانه » و « مطبعه » « 3 » و « مريضخانه » و « مكاتب
هامش
( 1 ) - پناه
( 2 ) - در متن كلومتر نوشته شده است .
( 3 ) - چاپخانه