مضبوط دارد ، چهار ارّاده توپ ، قريب پانصد خانوار « 1 » در آن قلعه ساكن ، و ما بين قلعه قريب هزار و پانصد خانوار « 2 » رعيت دارد ، بسيار خوش آب و هواست . آب خوراكشان به قدر نصف آسيا از كوه مىآيد ، به آن گوارايى آب بسيار كم است .
در شش فرسخى كوه است ، برف زياد دارد ، براى فروش مىآورند . « محسن افندى » نهايت اكرام كرد ، ولى يك « ولى عثمان » نام بود ، « يوزباشى » سواران قلعه ، بر پدرش لعنت ! براى سوار همراه نهايت هرزگى كرد .
« اربيل » شهرى است واقع در جنوب شرقى « موصل » ، اهالى اين بلده تماماً كُرد ، و عبارت از چهار هزار خانوار است .
« اسكندر رومى » ، سيصد و سى و يك سال قبل از « ميلاد عيسى » ، در اين جا « داراى كيانى » را شكست داد . و به روايتى همان روز مبدأ تاريخ اسكندرى مقرر گرديد ، و اين شهر از بلاد جبل محسوب است ، در قديم الايام پايتخت بلاد « زور » بود و در ما بين رودخانههاى « زاب بزرگ » و « زاب كوچك » واقع است ، دو منزل از « موصل » دور ، و اطراف قصبه ، به يك سور « 3 » استوار محصور است ، آبادانى در زمين مستوى « 4 » است .
حكمران با همت
در زمان حكمرانى « ملك المعظم مظفرالدين ابوسعيد كوكبورى بن ابوالحسن على تركمان » صحراى « اربيل » خيلى آباد بود ، قنواتِ زياد ، اين صحرا را مشروب مىساخت ، اين حكمران باهمت ، در اين شهر باصفا ، دارالسلطنه و جامع كبير ، و از براى كورها و شلها و بيوهها و مسافرين ، عليحده رباطات « 5 » ، و از براى مريضها نيز مريضخانه بنا كرد ؛
هامش
( 1 ) - در متن خانه وار
( 2 ) - در متن خانه وار
( 3 ) - ديوار دور شهر
( 4 ) - صاف و هموار
( 5 ) - پلها