جمع بود ، حتماً قبر پيامبر صلى الله عليه و آله را نيز ويران مىكردند ! بلكه پيش از مزارهاى ديگر ، به تخريب آن اقدام مىكردند . « 1 »
ايوب صبرى پاشا ، تخريب قبور در حرمين شريفين را پيش از استقرار كامل دولت سعودى ، اينچنين گزارش مىكند :
شريف غالب ، پس از اطمينان يافتن به نفرستادن نيرو و امكانات لازم ، به ناچار برادرش ، شريف عبدالمعين را به قائممقامى خود برگزيد و مهمانسراى خويش - واقع در دامنهء كوه جياد - را منهدم ساخت و دست زن و بچهاش را گرفته ، رهسپار جدّه شد .
شريف عبدالمعين ، جمعى از علماى مكه ، چون شيخ محمد طاهر ، سيد محمد ابوبكر ميرغنى ، سيد محمد عطاسى و عبدالحفيظ عجمى را نزد سعود بن عبدالعزيز فرستاد و از او تقاضاى عفو و امان كرد ( در سال 1218 ه . ق . ) .
سعود تقاضاى شريف عبدالمعين را پذيرفت و به همراه علمايى كه از مكه به نزدش آمده بودند و با سپاه گرد آمده ، بهسوى مكه معظمه حركت نمود .
سعود ، قائم مقامى عبدالمعين را پذيرفت و با صادر كردن فرمان هدم قبور و تخريب گنبدها و بارگاهها ، از ميزان قساوت و شقاوت خود پرده برداشت .
وهابىها مىگفتند :
هامش
( 1 ) . وهّابىها ، صص 76 و 77 ؛ كشف الارتياب ، ص 55