داوطلب رفتن به رياض و ملاقات اعلىحضرت ملك ابن سعود گرديدند ، ولى مقامات سعودى در جده به نحو احسن به ايشان فهماندند ، كه بهتر است از اين عزم منصرف شوند ، تا مبادا رفتن ايشان به رياض مايهء ايجاد بعضى گفتگوهاى مذهبى گردد .
سپس تلگرافى از جناب آقاى علاء وزير دربار شاهنشاهى رسيد كه در آن استفسار شده بود چگونه در اينباره از اولياى دولت سعودى سپاسگزارى بهعمل آيد .
در پاسخ به عرض رسيد كه : سفارت خود تشكر كرده و بهتر است فعلًا به همين اندازه اكتفا شود ( رونوشت متن تلگراف و پاسخ آن به پيوست است ) .
اينجانب از وزارت دربار شاهنشاهى و از جناب آقاى علاء نهايت تشكر و امتنان را دارم كه قبل از هرگونه اقدامى از شخص مسؤول مقيم اينجا ، كه از نزديك شاهد جريان است و درنتيجه وقوف كافى بهحقيقت امر دارد ، مشورت فرمودند و اتفاقات بعدى كه در ذيل به عرض مىرسد ثابت نمود كه اين مشورت تا چه اندازه عمل صائب و بهجايى بوده و موجب حفظ ارزش و احترام و اهميت فوقالعاده اقدامات دربار همايون شاهنشاهى گرديده است .
بارى ، متأسفانه بالاخره آنچه بيم آن مىرفت واقع شد ، بدين ترتيب كه گويا آقاى سيدالعراقين پس از مسافرت از حجاز ، در عراق اظهاراتى نمودهاند كه موضوع را بزرگتر از حقيقت واقع جلوهگر ساختهاند و مطبوعات عراق هم خبر مذكور را با شاخ و
تخريب و بازسازى بقيع به روايت اسناد (فارسى) — صفحة 130
مساهمون: على قاضى عسكر
ص١٣٠