و دوّم با تجربههاى تلخ و شكستها و ناكامىهاى انسانها در طول تاريخ آشنا شده ، از دوباره تجربه كردن آنها پرهيز مىكنند .
قرآن كريم به هر دوى اينها توجّه كرده است ، از يك سو مردم را به عبرتگيرى از تاريخ فرا مىخواند ، و از سوى ديگر آنها را به حفظ آثار تشويق مىكند . در بازگو نمودن داستان اصحاب كهف از مؤمنانى سخن مىگويد كه براى جاودانه نمودن ياد اين جوانان غيرتمند و دينباور ، تصميم گرفتند مسجدى بر روى قبور آنها بنا كنند .
قالَ الَّذِينَ غَلَبُوا عَلى أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِمْ مَسْجِداً . « 1 »
در جريانى ديگر ، ابراهيم خليل عليه السلام در كنار كعبه سرپناهى براى همسر و فرزندش هاجر و اسماعيل بنا مىكند . سپس همين مكان مدفن اسماعيل و هاجر مىشود و خداوند آن را مقدّس شمرده و حاجيان بر گرد آن در اطراف كعبه طواف مىكنند و حجر اسماعيل براى هميشه خاطرهء شكوهمند اين مادر و فرزند و ديگر مدفونين در آن مكان مقدّس را جاودانه نگه مىدارد .
ابراهيم اين پيامبر بت شكن ، به هنگام بناى كعبه روى سنگى مىايستد كه به قدرت خداوند جاى پاى او در آن سنگ مىماند ، و همين مسأله موجب مىشود تا خداوند اين اثر ارزمند را نگهدارى نموده ، از مردم بخواهد نزد آن نماز بخوانند . وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقامِ
هامش
( 1 ) . كهف : 21