صورت ، با اوضاع پريشان حكومت مقتدر ، تسلط زود هنگام فاطميان بر سرزمينهاى شرقى ، بسيار محتمل بود .
اگرچه كشته شدن المقتدر ، طومار زندگى يكى از ضعيفترين حاكمان عباسى را درهم پيچيد ؛ ولى اوضاع خلافت را سامان نبخشيد . تا اين زمان ، خلافت عباسى قدرت و نفوذ خود را در بيشتر سرزمينهاى اسلامى از دست داده بود و سيطرهء آنها تنها به بخشهايى از عراق و حجاز ، شام و مصر محدود مىشد و مىرفت تا در يك دههء آينده ، همين نواحى نيز از تحت نفوذ آنان خارج شود .
پس از كشته شدن المقتدر ، مخالفان او با برادرش محمد القاهر بيعت كردند .
حكومت او يك سال و شش ماه بيشتر نبود . او به خشونت و بىرحمى معروف بود « 1 » و به زودى خشونت و سختگيرىهاى وى موجب طغيان اطرافيانش گرديد ، بهطورى كه در سال 322 ق بر او شوريده ، از خلافت بركنارش كردند و چشمانش را كور ساختند « 2 » و سپس ابو العباس احمد ، پسر المقتدر را ، كه توسط القاهر زندانى شده بود آزاد كرده و با او به لقب الراضى بالله بيعت كردند .
بزرگترين مشكل دوران حكومت الراضى ( خلافت 322 - 329 ق ) نزاع و رقابت شديد درباريان بر سر منصب وزارت و به دنبال آن عزل و نصبهاى مكرر در منصب وزارت بود و بهطورى كه در مدت هفت سال حكومت الراضى ، نه بار اين منصب عوض شد و شش نفر و برخى براى بار دوم و سوم ، وزارت را به دست گرفتند ؛ ولى هيچيك از آنان نتوانستند وضعيت آشفتهء حكومت را سامان دهند .
از سوى ديگر نفوذ درباريان و وزيران بهگونهاى بود كه هر نوع ابتكار عمل را از خليفه سلب كرده بود ، از اينرو الراضى باللّه درصدد برآمد تا با ايجاد منصب
هامش
( 1 ) . ابن اثير ، همان ، ج 7 ، ص 85 .
( 2 ) . همان ، ص 96 .