چنانكه ابو هاشم جعفرى كه همراه امام زندانى شده بود به آن اشاره مىكند و مىگويد :
با كشته شدن مهتدى ، خدا جان وى ( امام ) را از مرگ رهانيد . « 1 »
امام ، خود نيز ، به روايت صيمرى ، پس از رهايى از زندان در نامهاى به آن اشاره مىكند :
مىخواستند نور الهى را با دهانهايشان خاموش كنند و ليكن خداوند نورش را كامل مىگرداند گرچه مشركان ناپسند دارند . « 2 »
امام در جاى ديگر نيز به اين دسيسه اشاره كرده و علت و انگيزه آنها را منقطع ساختن نسل آن حضرت و قطع سلسله امامت بيان مىكند . موسى بن جعفر بغدادى از نامهاى از امام عليه السّلام ياد مىكند كه در آن چنين فرموده بود :
آنها گمان كردند كه مىتوانند مرا بكشند و اين نسل را قطع كنند ولى خداى عز و جل انديشه آنها را تكذيب كرد و بر اين امر خدا را سپاسگزارم . « 3 »
اقدامات كنترلى شديد دستگاه حكومتى نسبت به شيعيان نيز عملا امكان و ارتباط آنان را با امام با مشكل مواجه مىساخت ، از اينرو شيعيان با نامه و از طريق وكيلان با آن حضرت ارتباط مىيافتند . امام عليه السّلام ، چنانكه بيان گرديد ، با تقويت و توسعهء نظام وكالت ، علاوه بر به كارگيرى بسيارى از وكيلان پدرش ، وكيلان امين و مورد اعتماد جديدى را نيز معرفى نمود كه بهطور عمده از كسانى بودند كه سالها نزد امامان رفتوآمد داشته و چهره شناخته شدهاى بودند و يا از اصحاب خاص به شمار مىرفتند و حتى ممكن بود كه از ميان خدمتكاران گزينش گردند ، چنانكه ابو الاديان از اين دسته بود كه به وكالت برگزيده شد . « 4 »
هامش
( 1 ) . طوسى ، همان ، ص 123 .
( 2 ) .يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ، صف / 8 . ر . ك :
جعفريان ، همان ، ص 545 ، به نقل از بحار الانوار ، ج 50 ، ص 314 .
( 3 ) . صدوق ، كمال الدين ، ص 407 .
( 4 ) . همان ، ص 475 .