مدتى از ميان قومش غايب شد و در اين مدت بنى اسرائيل در حيرت و سرگردانى و رنج بسيار بسر مىبردند . « 1 » چنين غيبتهايى براى حضرت يونس ، يوسف و برخى ديگر از پيامبران نيز ذكر شده است . « 2 » اين روايات درصدد بيان اين هستند كه غيبت ، يكى از سنتهاى الهى در ميان انبياء و اوصياى ايشان بهعنوان عملكردى تنبيهى و هشداردهنده براى امتها و اقوام ايشان بوده تا از غفلت درآيند ، و در اغلب امتهاى گذشته محقق شده است و وقوع آن در امت خاتم الانبياء نيز نبايد دور از انتظار و امرى نوظهور تلقى شود . نقل اين گونه روايات ، بابى را در احاديث امامان : پديد آورده كه در آن غيبت مهدى عليه السّلام به غيبت اين پيامبران تشبيه و در راستاى همان سنتهاى الهى برشمرده شده است . « 3 »
بدينگونه امامان عليهم السّلام با سخنان و بيانات فراوان خود درباره مسألهء غيبت تلاش مىكردند تا زمينهء فكرى مناسبى در اين موضوع براى شيعيان فراهم سازند و با آگاهى دادن به شيعيان و اصحاب خاص خود در كنار سيرهء عملى كه در اين زمينه داشتند ، آنان را براى درك دوران غيبت آماده كرده و با راهنمايىها و ارشادات خودآگاهى لازم و راهكارهاى مفيدى را در اختيار ايشان قرار دهند تا آنان را براى جلوگيرى و مقابله با پيامدها و مشكلاتى كه بالطبع غيبت امام به همراه داشت ، آماده سازند .
2 . الف ) انديشهء غيبت در فرقههاى شيعى و اسلامى
فراوانى رواياتى كه از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله درباره غيبت مهدى عليه السّلام نقل شده بود و آگاهىهايى كه از طرف امامان صورت گرفته بود ، به زودى مسألهء غيبت را در نزد
هامش
( 1 ) . همان ، ص 340 .
( 2 ) . همان ، ص 327 .
( 3 ) . ر . ك : همان ، ص 384 و 152 .