مىتوان جيرقوداى مزبور را با جيرغوتايى كه در سال 671 ه . ق . دختر خود را در مازندران به نكاح غازان درآورد « 1 » ، بىدغدغه يكى دانست .
از جانبى عصر شحنگى جيرغوطاى فراتر از سال 691 ه . ق . نيست زيرا در آن تاريخ ايالت فارس را براى مدّت چهار سال به ملك اسلام ، جمال الدين ابراهيم طيّبى عرب ، به مقاطعه دادند و او شرط نمود كه عمّال مغول به ناحيهء فارس نيايند « 2 » .
بنابراين ايّام شحنگى جيرغوطاى بين سالهاى 678 و 691 ه . ق . محصور مىشود .
حال اگر ييسودار يا يستدر مورد نظر را همان ييسودر مقتول به سال 688 بدانيم « 3 » ، تاريخ تأليف رسالهء غياثيه كه به تصريح مصنّف در حيات پدر و پسر ، پرداخته شده به پيش از اين سال باز خواهد گشت .
علاوه بر اين ، القاب يستدر به « غياث الدين » كه در ميان مغولان نومسلمان بىسابقه نبوده است ، حكايت از اسلام وى دارد . از قصيدهاى كه نجم الدين محمود در مدح اين دو امير ساخته و در ابتداى غياثيه جاى داده ، مىتوان فهميد كه ايلخان روزگار ايشان ، مغولى مسلمان است كه دينآورى شحنگان فارس ، او را تقويت نموده :
آنكه ملك شاه را شمشير اوست * همچو ملك شرع را عدل عمر
و ماننده كردن پادشاهى مغولى كافر با ملك شرع ، البته شايستهء فقيه مسلمان متعبّد نيست و ترك ادب شرعى است .
سراغ اين ايلخان مسلمان را از غازان و اخلاف وى نبايد گرفت ؛ زيرا اسلام غازان مربوط به چهارم شعبان 694 ه . ق . است ، حال آنكه ، قبلا تهديه كتاب را به 691 ه . ق .
محدود كردهايم ، لاجرم اين حوادث به عهد « احمد تكودار » يعنى 681 تا 683 ه . ق .
بازمىگردد كه نخستين ايلخان مسلمان است . هرچند مقدّمات ما بعضا ظنّى است ، اين
هامش
( 1 ) . جامع التواريخ ، ج 2 ، ص 279 .
( 2 ) . تاريخ عصر حافظ ، صص 1 - 2 ؛ شيرازنامه ، ص 66 .
( 3 ) . جامع التواريخ ، ج 2 ، ص 218 ؛ تاريخ جديد يزد ، صص 81 - 82 ؛ در آنجا « يسعودر » ضبط شده است .