ثرب سبز و سياه شده بود ، آن مقدار را كه متغيّر بود ، ببرند و هر رگ بزرگى كه در او بود به ريسمانى باريك ببندند و به اندرون فرستند و غايت رفق و احتياط رعايت كنند .
باب چهاردهم در طرد و راندن هوامّ از خانه و مسكن و تدبير گزيدن آنها و سباع و دفع سموم و و با
مشتمل بر شش فصل :
فصل اوّل : در طرد هوام
گربه و لقلق و طاووس و خارپشت و ابن عرس و گوزن در خانه كه بود هوام از آنجا بگريزند و اگر ظاهر شود بكشند و بعضى گفتهاند كه مار به نزديك پوست پلنگ نرود و اگر ريسمانى را به قطران « 1 » و حلتيث « 2 » آلوده كنند و گرد خوابگاه گردانند ، هوام در نيايد و تبخير به شاخههاى درخت انار و بيخ آن و تبخير فنجنگشت و در جامهء خواب نهادن آن همين عمل كند ، و از چيزهايى كه مار بگريزد تبخير پشم « 3 » بز كوهى بود و شاخ گوزن و موى آدمى و برنجاسف و گوگرد و خردل اگر بر مسكن مار نهند بگريزد . طرد عقارب از تبخير به عقرب با گوگرد يا زرنيخ يا سم خر يا پيه بز يا روغن گاو از بادروج و ترب و برگ آن بگريزد . طرد براغيث ، حنظل يا خرنوب در آب بجوشانند و آن آب در خانه پراكنند « 4 » و اگر چوبى را به پيه خارپشت آلوده كنند كيك بر آنجا جمع شود . طرد بقّ ، « 5 » دود كاه يا سرگين گاو يا سياهدانه يا چوب ناژو يا برگ سرو و جوزان و اگر روى را به روغن چرب كنند كمتر ضرر رساند . طرد زنابير « 6 » ، بخار گوگرد و سير . طرد فار و موش ، موش نر را اگر
هامش
( 1 ) . قطران : شيرهء درخت ابهل و شيرهء ارز و مانند آن . ( لغتنامه ) .
( 2 ) . جلتيث : يا حلتيت ، صمغ اشتر غاز ، انگزه ( لغتنامه ) .
( 3 ) . س : موى .
( 4 ) . س : پراكنده .
( 5 ) . بقّ : ساس و نيز پشّه كه از حشرات پردار است . ( لغتنامه ) .
( 6 ) . زنابير : جمع زنبور .