گاو بسريشند و بر ناف و زهار طلا كنند و گاه بود كه به دستكارى و قطع جنين احتياج افتد .
ببايد دانست كه هرگاه قبل از ولادت درد به زهار و قطن بازدهد ، وضع به سهولت خواهد بود و اگر به صلب و پشت بازدهد ، به عسر بود . پس در تسهيل آن اجتهاد « 1 » بايد نمود « 2 » بىتأخير .
باب دهم در اوجاع ظهر و مفاصل
مشتمل بر سه فصل :
فصل اوّل : در اوجاع ظهر و خاصره
درد پشت از سردى و بلغم خام مىباشد . به علامات معلوم كنند . علاجش قى فرمايند و اسهال به « 3 » معجون و حبّ سورنجان و روغن قسط ماليدن و شربت و غذا موافق آن ؛ و از تعب و كثرت مجامعت مىباشد . علاجش راحتى و ترك آن و حمّام غير محلّل و روغن بابونه و روغن بنفشه ممزوج ماليدن ؛ و از ضعف گرده مىباشد . به علاج آن اگر بود ، اشتغال « 4 » نمايند ؛ و از امتلاى رگ بزرگ كه بر صلب است ، مىباشد . علامتش ضربان و حرارت « 5 » با علامات غلبهء خون . علاجش فصد باسليق و تسكين حرارت ؛ امّا خاصره يعنى تهيگاه ، درد آن به درد پشت نزديك بود و اكثر آن بلغمى و ريحى بود و احتمال شيافات مسخّنه به غايت در آن مؤثّر بود .
فصل دويم : در اوجاع مفاصل « 6 »
بر طريق عموم وجع المفاصل درد و ورمى باشد كه در بندگاههاى اعضا پديد آيد . اگر
هامش
( 1 ) . ش : اجتناب .
( 2 ) . ل : نمودن .
( 3 ) . س : - به .
( 4 ) . س : اشتعفا .
( 5 ) . ش : راحت .
( 6 ) . ف : - در اوجاع مفاصل .