قاعده معهود خويش دم مىزند كه چون مدت اين سفر دو ثلث سال بيش نبوده ، متصور نيست . علاوه بر اين بايد در نظر داشت كه در مكتوب ، از شيخ نور الدين عبد الرحمن اسفراينى كسرقى ، كه در سال 700 ه . ق . درگذشته و غالبا متوطن همان بغداد ، يعنى مقصد نامه بوده و از اعاظم مشايخ عصر مىبود ، نامى نرفته . از جانب ديگر ، مقصد نامه بغداد است كه سپاه غازان در دور دوم محاربات او ، اوّل به آنجا عقب نشست و اين با وعده مراجعت خواجه به فرزند خويش سازگار است .
بنا بر همه اين مقدمات ، بايد تاريخ نگارش نامه ، ميان سالهاى 700 ه . ق . كه در اولين روز آن غازان از پى سپاهيان خود به سوى شام رفت « 1 » و 25 محرم 703 ه . ق . كه از آخرين محاربه خويش به عراق و آذربايجان بازگشت « 2 » ، بوده باشد .
اگر نسبت به مقدمات و استنتاجات فوق خوشگمان باشيم ، عبارت ناقص « . . .
ستمائه » كه تنها در يكى از نسخ مبناى علامه قزوينى در تصحيح شدّ الازار به عنوان تاريخ مرگ نجم الدين محمود آمده و نيز آنچه در فارسنامه ناصرى در همين مقام ، « در حدود سال ششصد و نود و اند » آورده « 3 » ، مردود خواهد شد .
اما آنچه ما را در ترجيح حدس خود نيرو مىدهد ، ترجمهء شدّ الازار است كه چنانكه پيشتر گفته شد ، توسط فرزند مؤلّف پديد آمده و در نسخ آن تاريخ مرگ نجم الدين ، « هفتصد و چيزى » گزارش شده است . « 4 »
بنا بر عبارت شدّ الازار در ترجمهء برادرزادهء نجم الدين ، يعنى احمد بن يوسف ، كه حكايت از تدفين صاحب ترجمه در جوار عم وى نموده ، مرگ نجم الدين ، متأخر از سنه 744 ه . ق . كه تاريخ درگذشت احمد بن يوسف است ، نخواهد بود و به اين ترتيب محدوده اين واقعه ، ميان سالهاى 700 و 744 ه . ق . مقرّر خواهد شد و نجم الدين از دانشمندان قرون هفت و هشت به شمار خواهد آمد .
هامش
( 1 ) . همان ، ص 945 .
( 2 ) . همان ، ص 946 .
( 3 ) . فارسنامهء ناصرى ، ج 2 ، ص 141 .
( 4 ) . هزار مزار ، ص 322 .