ما هِيَ بِعَوْرَةٍ إِنْ يُرِيدُونَ إِلَّا فِراراً »
« 1 » يعنى يكدسته از آنان از پيغمبر اجازهء مراجعت مىخواهند و مىگويند خانههامان بىحفاظ است ، حصار كافى ندارد و حال آنكه خانههاشان بىحفاظ نيست ، جز فرار قصدى ندارند .
در اينجا كلمهء « عورت » در مورد خانه به اعتبار بىحفاظ بودن آن به كار رفته است و بديهى است كه هيچگونه مفهوم قبح و زشتى در اينجا وجود ندارد . در آيهء 58 سورهء نور كه قبلا تفسير شد سه وقت خلوت ( قبل از نماز صبح ، نيمروز ، بعد از عشاء ) به اعتبار اينكه افراد در اين وقت لباسها را از تن بيرون مىآورند و حفاظى ندارند به نام « سه عورت » خوانده شده است .
صاحب مجمع البيان كه از لحاظ شكافتن معانى لغتها در ميان مفسران بىنظير و در ميان غير مفسران كمنظير است در ذيل آيهء 13 سورهء احزاب آنجا كه لغت را معنى مىكند مىگويد :
و العورة كلّ شىء يتخوّف منه فى ثغر او حرب . و مكان معور و دار معورة اذا لم تكن حريزة .
عورت به هر چيز آسيبپذير كه مورد نگرانى است گفته مىشود ، از قبيل نقاط سرحدى و يا يك امر مربوط به جنگ . مكان معور و خانهء معور يعنى خانهاى كه استحكام ندارد و آسيبپذير است .
پس معلوم مىشود اين تعبير فقهى مشتمل بر نوعى تحقير نمىباشد . به زن از آن جهت « عورت » گفته مىشود كه مانند خانهاى بىحصار است و آسيبپذير مىباشد و بايد در حصار پوشش قرار گيرد .
اكنون برويم بر سر نقل اقوال فقها . علّامه در تذكرة الفقهاء كتاب الصلاة مىفرمايد :
جميع بدن زن عورت است جز چهره ، به اجماع جميع علما در جميع شهرها جز ابو بكر بن عبد الرحمن بن هشام كه تمام بدن زن را عورت دانسته است و سخن او به حكم اجماع مردود است . از نظر علماى ما ( شيعه ) دو دست تا مچ نيز مانند چهره است و عورت نيست . مالك بن انس و شافعى و اوزاعى و سفيان ثورى در اين جهت با علماى شيعه هم عقيدهاند زيرا ابن عباس در تفسير سخن خدا :
« وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا ما ظَهَرَ مِنْها »
وجه و كفّين را توأما جزء استثنا شمرده است . اما به عقيدهء احمد حنبل و داود ظاهرى كفّين بايد پوشيده شود . و سخن ابن عباس كافى است در رد سخن آنها .
هامش
( 1 ) . احزاب ، 13