الى شعر اخت امرأته ؟ فقال : لا الّا ان تكون من القواعد . قلت له : اخت امرأته و الغريبة سواء ؟ قال : نعم . قلت : فما لى من النّظر اليه منها ؟ فقال : شعرها و ذراعها « 1 » .
احمد بن ابى نصر بزنطى - كه از اصحاب عاليقدر حضرت رضا عليه السلام است - مىگويد از حضرت رضا سؤال كردم آيا براى مرد جايز است كه به موى خواهر زنش نگاه كند ؟ فرمود نه ، مگر اينكه از زنان سالخورده باشد . گفتم پس خواهرزن و بيگانه يكى است ؟ فرمود بلى . گفتم ( در مورد سالخورده ) چقدر براى من جايز است نگاه كنم ؟ فرمود به موى او و ذراع ( از انگشت تا آرنج ) او مىتوانى نگاه كنى .
ملاحظه مىفرماييد كه هم در سؤال اوّل روايت و هم در آخرين جواب امام عليه السلام آنچه ذكر شده است « مو » است نه « رو » . به خوبى روشن است كه مستثنى بودن چهره نزد طرفين مسلّم بوده است . و هرگز نمىشود احتمال داد كه مثلا در مورد زنان سالخورده نگاه به مو و ذراع جايز باشد و نگاه به صورت جايز نباشد ، درحالىكه در جواب سؤال از مقدارى كه نظر به آن جايز است چهره ذكر نشده است .
ب . در مورد پسربچه :
ايضا صحيح البزنطى عن الرّضا عليه السلام قال : يؤخذ الغلام بالصّلاة و هو ابن سبع سنين و لا تغطّى المرأة منه شعرها حتّى يحتلم « 2 » .
حضرت رضا عليه السلام به احمد بن ابى نصر بزنطى فرمود : وقتى پسر بچه به هفت سال رسيد بايد به نماز خواندن وادار كرده شود ، ولى تا وقتى كه بالغ نشده است بر زن لازم نيست موى خود را از او بپوشاند .
يعنى وادار كردن به نماز براى ايجاد عادت است و الّا در هفت سالگى حكم مرد را ندارد ، تا به حد بلوغ برسد .
در اينجا نيز پوشانيدن « مو » مطرح است نه « رو » . روايات ديگر به همين مضمون در كتب حديث زياد است .
ممكن است گفته شود كه مو به عنوان مثال ذكر شده است ، به دليل اينكه بدن ذكر نشده درحالىكه مىدانيم پوشانيدن بدن لازم است . بنابراين پوشانيدن چهره هم ممكن است واجب باشد و ذكر نشده باشد .
هامش
( 1 ) . وسائل ج 3 ، ص 25
( 2 ) . وسائل ج 3 ، ص 29