انسانى است نسبت به پاكى و طهارت جامعه . انسان غيور همانطور كه راضى نمىشود دامن ناموس خودش آلوده گردد ، راضى نمىشود دامن ناموس اجتماع هم آلوده شود ؛ زيرا غيرت غير از حسادت است ؛ حسادت يك امر شخصى و فردى و ناشى از يك سلسله عقدههاى روحى است ، اما غيرت يك احساس و عاطفهء نوع بشرى است .
اين خود دليل است كه « غيرت » از خودپرستى ناشى نمىشود ، احساس خاصى است كه قانون خلقت براى تحكيم اساس زندگى خانوادگى كه يك زندگى طبيعى است نه قراردادى ، ايجاد كرده است .
و اما اينكه آيا نظر اسلام دربارهء حجاب و پوشش احترام گزاردن به حس غيرت مرد است يا نه ؟ جواب اين است كه بدون شك اسلام همان فلسفهاى كه در حس غيرت هست يعنى حفاظت پاكى نسل و عدم اختلاط انساب را منظور نظر دارد ، ولى علت حجاب اسلامى منحصر به اين نيست . در بخش بعد كه تحت عنوان « فلسفهء پوشش و حجاب در اسلام » بحث خواهيم كرد ، اين مطلب را توضيح خواهيم داد .
عادت زنانگى
به عقيدهء بعضى حجاب و خانهنشينى زن ريشهء روانى دارد . زن از ابتدا در خود نسبت به مرد احساس حقارت مىكرده است از دو جهت : يكى احساس نقص عضوى نسبت به مرد ، ديگرى خونروى ماهانه و حين زايمان و حين ازالهء بكارت .
اينكه عادت ماهانه نوعى پليدى و نقص است ، فكرى است كه از قديم در ميان بشر وجود داشته است و به همين دليل زنان در ايام عادت مانند يك شىء پليد در گوشهاى محبوس بودهاند و از آنها دورى و اجتناب مىشده است .
شايد به همين علت است كه از پيغمبر اكرم دربارهء اين عادت سؤال شد . ولى آيهاى كه در پاسخ اين سؤال نازل شد اين نبود كه حيض پليدى است و زن حائض پليد است و با او معاشرت نكنيد ، پاسخ رسيد كه نوعى بيمارى تن است و در حين آن بيمارى از همخوابگى احتراز كنيد ( نه از معاشرت ) :
يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ قُلْ هُوَ أَذىً فَاعْتَزِلُوا النِّساءَ فِي الْمَحِيضِ
« 1 » .
از تو دربارهء حيض سؤال مىكنند . بگو نوعى بيمارى است ، در حال اين بيمارى با زنان نزديكى نكنيد .
قرآن اين حال را فقط نوعى بيمارى مانند ساير بيمارىها خواند و هرگونه پليدى را از آن
هامش
( 1 ) . بقره ، 222