به حمد الله در موارد چندى چنانكه متذكّر شدم با كمال صراحت و وضوح ، وجوب حجاب را تسجيل و تثبيت فرموده است . و ناگفته نماند كه قطعنظر از تمام دلايلى كه در قرآن داريم ، اگر ما بوديم و فقط همان روايات بيشمارى كه از رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم و ائمه طاهرين سلام الله عليهم اجمعين به ما رسيده است ، باز كافى بود كه ما را محكوم به حجاب نمايد و هيچ راهى براى طفره رفتن و بهانهجويى براى ما باقى نمىگذاشت ؛ زيرا چه بسيارى از احكام مسلّم و غير قابل خدشهاى كه دليلش فقط و فقط منحصر به روايت و حديث است و لكن به نصّ آيهء شريفه :
وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا ؛
« 1 » يا كريمهء
أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ
و امثال اينها ، محكوم به اطاعت و امتثال بوده و خواهيم بود .
اگرچه وقت گذشته و فرصت مقتضى نداريم ، و لكن اجازه مىخواهم به ذكر يكى از صدها احاديث و اخبارى كه در اين باب وارد شده و در هزاران كتاب بهطور منظّم و مرتّب جمعآورى گرديده و در دسترس عموم گذارده شده است ، اين بحث شريف را خاتمه دهم .
خبرى است كه در بسيارى از كتب معتبره از قبيل : كافى ، من لا يحضره الفقيه ، وسائل الشيعه ، مكارم الاخلاق و غير اينها با سندهاى معتبر و قوى از اصبغ بن نباته از امير المؤمنين على عليه السّلام نقل شده و اينك متن آن را به عرض شما مىرسانم : يظهر فى آخر الزّمان و اقتراب السّاعة و هو شرّ الأزمنة نسوة كاشفات عاريات متبرجات من الدين ، داخلات فى الفتن مايلات الى الشّهوات مسرعات الى اللّذات مستحلات للمحرّمات فى جهنّم خالدات . « 2 »
ترجمه و حاصل مفاد آن ؛ مىگويد : شنيدم از امير المؤمنين صلوات الله عليه كه مىفرمود :
در آخر الزمان كه بدترين و خطرناكترين زمانهاست ، زنانى پيدا مىشوند كه سر و صورت آنها گشاده و بدنها در عين حالى كه لباس پوشيدهاند ، برهنه و خود را به نامحرمان جلوه دهند ، از دين اسلام خارج و در فتنهها و آشوبها داخلند ؛ به شهوترانىها و هوسبازىها مايل و به سوى لذّات زودگذر دنيوى سرعت و شتاب گيرند ، و كارهايى را كه خدا حرام فرموده است ، حلال شمرند ؛ چنين زنانى براى هميشه و الى الأبد گرفتار آتش خشم خدا و عذاب جهنّم خواهند بود .
مكرّر به عرض آقايان رساندم و بهطور اشاره گفتم ، هرگاه مسلمانى حكمى از احكام ضرورى دين را انكار نمايد و در مقام مبارزهء با مقرّرات الهيّه برآيد ، از دين اسلام خارج و مرتد خواهد بود و چنانكه شرع مقدّس فرموده ، و علما هم در كتابها نوشتهاند ، شخص
هامش
( 1 ) . حشر ، 7
( 2 ) . كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج 3 ، ص 390 ( حديث را مطابق آنچه در منبع آمده ، آورديم ) . وسائل ، ج ، 20 ، ص 35 مكارم الاخلاق ، ص 201