عمومى است كه زنان را زانيه و مردان را زانى مىگرداند ؛ چنانچه محسوس است .
دويم عدم رغبت جوانها به تأهّل شرعى و تناكح اسلامى كه مايهء سعادت و نيكنامى و شرافت و تكثير نسل و عزّت است .
سيم : آرايش و خودسازى زنها و بدون حجاب و پرده عرضه داشتن و جلوهدادن خود را به جوانها .
چهارم : تجمّلپرستى جوانها ؛ چون به نحوى كه مىخواهند زنى اختيار نمايند فراهم نمىشود كه موافق هواها و هوسهاى نفسانيهء آنها باشد ، از داشتن جهيزيه و ثروتمندى كه لازمهاش مخارج طاقتفرساى قبلى و بعدى است براى داماد ؛ و از اين جهت به حاضرى و غذاى نجس كثيف بازارى مثلا قناعت مىكنند نه بلكه به مبالهاى عمومى .
پنجم : مخالفت اولادها از رضايت و دستور پدران و مادران در مواردى كه آنها صلاح ديدند و در مقابل ايشان اظهار ميل و عقيده نمودن در امر وصلت .
ششم : هوسرانى مردان زنان را فاحشه مىسازد و اين شقوقى دارد مفصّل .
هفتم : زن خواستن و يا شوهر اختيار نمودن براى ثروت و تموّل و فراموش نمودن از دستور قرآن كه مىفرمايد :
« وَ أَنْكِحُوا الْأَيامى مِنْكُمْ وَ الصَّالِحِينَ مِنْ عِبادِكُمْ وَ إِمائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ » ؛
« 1 » و از عمل پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم و ائمه و بزرگان پيروى نكردن .
هشتم : تعدّد زوجات براى مردان خالى از استطاعت و فراموش كردن آيهء :
« فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا فَواحِدَةً » .
« 2 »
نهم : رفتن مردان در عقب عمل قوم لوط و منكرات و تعشّق به عمل آنها اين وقت زنان هم مىروند در تبعيّت اخلاق قوم نوح و فحشاى آنها .
دهم : خواندن افسانه و حكايتهاى شيرين و فكاهيات و رومانهاى عشقى ؛ زيرا اشاعهء اين مكاتيب و مجلات ضارّه و اين قبيل مزخرفات عشقيّه ضالّه و مضلّه است و مضرّات اين قبيل روزنامه و مجلات از مواد الكلى بيشتر و مفاسدش افزونتر است ؛ از اين جهت دول فطن و هوشمند رعيّت دوست كه حافظ رعايا و دلسوز مملكت مىباشند ، رومانهاى مشتمل بر عشقيّات و مزخرفات و خرابكنندهء جامعه را تعطيل و در جلوگيرى آنها امر اكيد و تأكيد شديد نمودهاند ؛ مخصوصا دولت آلمان .
يازدهم : سهولت و آسانى فراهم آوردن فجور و فحشا كه با نهايت سهولت خود را هركه
هامش
( 1 ) . نور ، 32
( 2 ) . نساء ، 3