تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل حجابيه (فارسى) — صفحة 886

مساهمون:

ص٨٨٦
كه نظر نمودن به اجنبى سهمى است از سهام مسمومهء شيطان بلكه منحصر فرموده پيغمبر عظيم الشأن نظر به اجنبيّات را كه از طرف شيطان است و فرموده : « انّما النظرة من الشيطان » ؛ « 1 » پس واجب و حتم است ما را احتراز جستن از اطاعت شيطان ؛ براى اين‌كه فرموده
« وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ » ؛
« 2 » بنابراين صغراى قضيه كه ثابت است بفرمايش پيغمبر كه نظر نمودن به زنان از شيطان است ، و كبرى هم ثابت شد به آيهء قرآن كه مىفرمايد : متابعت نكنيد گفته شيطان را ؛ زيرا دشمنى است آشكارا براى شما ؛ پس چه نتيجه‌اى است نيكوتر از نتيجه‌اى كه حاصل شود از كلام محكم تام خداى علّام و فرمايش رسول انام . اين است نتيجهء استدلال براى مقصد و مرام كه حرمت نظر زن و مرد نامحرم باشد به يكديگر و بىپردگى زنان و سفور ايشان كه تمام اين امور بدون استثنا و شبهه و ريب ، اطاعت و پيروى از شيطان و موجب غضب رحمن و خسران و زيان است . وجه دوم اين است كه خداى متعال بر سبيل حصر فرموده : اين است و غير از اين نيست امر مىكند شما را شيطان به بدى و زشتى و فحشا ؛ يعنى هرگونه عمل قبيح و فعل فحشاى ركيكى ؛ پس مىفهميم از اين جمله كه امر نمىكند شيطان مگر به اين دو ؛ يعنى هرچه را كه امر كرده و مىكند و خواهد كرد ، يا سوء است و يا فحشا و در آيهء دوم به جاى سوء منكر فرموده ؛ يعنى آن امرى كه شرع و عقل او را انكار دارد و زير بار نمىرود ؛ يعنى حكم به حسن و خوبى آن ندارد اصلا ؛ و شكى نيست كه شيطان امر مىكند به نظر نمودن به صورت و كفّين اجنبى و همچنين ساير اعضا و جوارحش ؛ پس لا بد نظر به اعضا و جوارح و صورت و موى سر و محاسن زن تماما سوء و فحشاء و منكر است ؛ پس نتيجه آن‌كه مطلقا نظر به زنان اجنبيّات حرام است . پس نور ديدگان و عزيزان ! مباد گول اين وطن‌پرستان مجازى و گرگان حقيقى ، شياطين انسى صورت و يا ايرانيان اروپايى سيرت را بخوريد ؛ زيرا تا به حال كسى نشنيده گرگى بىحيا براى ميشى خيرخواهى كرده و يا گربهء مكارى براى رضاى خدا موشى را گرفته باشد . اگر شما دوشيزگان معصومه و زنان مظلومه در اين آب و خاك دلسوزان و طرفدارانى داشتيد ، چرا بايستى اين قبيل مجله‌نويس و يا روزنامه‌نگاران ناپاكى را باقى گذارند تا هرچه به زبان لالش برآيد بسرايد و يا با نيش قلم بىعفّت جنايت شعارش ، قلب مبارك پيغمبر و امام زمان را خراشيده و بسايد ؛ و يا خود را جزو احرار و دعات بىحجابى و لاشه‌خور مشتى اراذل و اشرار معرفى نموده ، و نطق‌ها در بىدينى و لامذهبى بر عليه خدا
هامش
( 1 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 4 ، ص 19 ( 2 ) . بقره ، 168 ، 169