زنده در گورها مىكردند و از قتل و غارت و قطع ارحام كوتاهى نداشتند . عبادت شجر و حجر و شمس و قمر و گوساله و بقر مىكردند و نكاح محارم را عيب و عار نمىدانستند ، و از روى تقليد پدران خود همين رويّه را پى مىكردند ؛ اما اين بشر هرگاه در تحت فرمان دينى و شرعى باشد ، به واسطهء حسن نظام آن دين ، تمدّن و ترقّى آنها كامل گردد و ديانت براى هر قوم و ملّتى گوهرى است بىهمتا و جوهر و موهبتى است بسى قيمتى از طرف حضرت حق جلّ و علا و شالودهء ترقّى و سعادت بشر منوط است به دين ؛ و تمدّن هر قومى مربوط است به يك دستور و آيينى ؛ و امروزه مردم به طريق قهقهرى به عالم جاهليّت و وحشيّت بهطورى مىروند تا آنكه گوئيا ديانت صفا و درخشندگى و تلألؤ اوّليه خود را از دست داده و از تأثير در نفوس و سرايت در اعماق قلوب افتاده ، بهارش خزان و اصول احكام و فروعش در قوهء نسيان و گلزارش پژمرده و مرغان چمنش افسرده و ساكت و آرام ديده مىشوند . ندانم چه شده كه اين يگانه عزيز حضرت سبحان و دردانهء صدف امكان و روح عالم انسان اينگونه فراموش و از رونق اوّليهء خود افتاده و تصرّفات كلّيهء خود را از دست داده ؛ مردم بىخرد غافلند كه هرچند قدم آنها در ترقّيات دنيويه پيشتر بردارند ، احتياجات آنها در تشرّع و ديانت بيشتر خواهد بود ؛ چه آنكه عامّهء بشر محتاج به تكيهگاه و پشتوانهاند و هيچ تكيهگاهى بهتر از ديانت نباشد ، و هيچ ديانتى كه قابل قبول نزد ارباب عقول شود ، نيكوتر و بهتر از اسلام نيامده و نخواهد آمد :
« وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِينَ » ؛
« 1 »
در هنگام تهاجم حوادث و ورود مصايب ، دل انسان بايد به چه تسليت يابد ؟ اگر دين نباشد ، اتفاق افكار و اتحاد ذوى الابصار به چه حاصل آيد ؟ اگر دين نباشد ، حفظ ناموس و اعراض جامعه از شرور اجامر و اوباش را كه عهدهدار است و به چه قوّهء ميسّر گردد ؟
نگهدارى نفوس و اموال هيئت جامعهء اين افراد مختلفهء متنوعّهء متشتّته ، در تحت نظامات منتظمه و قوانين و اصول منسقهء واحده چگونه استقرار يابد ؟ و بالاخره اگر دين نباشد ، معرفت حضرت الوهيّت كه علت غايى خلقت و ديباچهء كتاب سعادت و وجود بشريت است ، به چه نحو حاصل شود ؟
جان جاويد روح ايمان است * دين به جسم جهانيان جان است
خسرو ملك ظاهر و باطن * حافظ آشكار و پنهان است
هر كجا دين بود ، حيات آنجاست * زندگانى به دين حق برپاست
و بدان كه دين عبارت است از تأسيس اساسى كه حفظ ناموس بشر و نژاد پاك ابديّه
هامش
( 1 ) . آل عمران ، 85