ترجمه : شما را بر حذر مىدارم از اينكه يكى از برادران اسلامى خود را به سبب چيزى ( كه طلب داريد ) و معسر است ( يعنى به غير از مستثنيات دين ) چيزى ندارد ، به عسر و سختى بيندازيد ، همانا پدر ما رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مىفرمودند : هيچ مسلمان حق ندارد مسلمانى را ( كه معسر است ) به سختى و فشار بگذارد ، « هركس معسرى را مهلت دهد ، خدا او را در روز قيامت در سايهء خويش نگه مىدارد » .
محمد بن على بن الحسين باسناده عن الحسن بن محبوب عن ابراهيم الكرخى قال :
سألت ابا عبد الله عليه السلام عن رجل رهن بماله ارضا او دارا لها غلة كثيرة ؟ فقال : على الذي ارتهن الأرض و الدار بماله ان يحتسب لصاحب الأرض و الدار ما اخذه من الغلة و يطرحه عنه من الدين له . « 1 »
ترجمه : مردى در برابر مال خود زمينى يا خانهاى را كه عايدات زيادى دارد رهن كرده است ؟
فرمودند : كسى كه رهن را قبول كرده ، ملزم است كه عايدات ملك را از دين صاحب ملك حساب كرده و منها كند .
محمد بن يعقوب عن على بن ابراهيم عن أبيه عن عبد الله بن المغيرة عن ابن سنان يعنى عبد الله عن أبى عبد الله عليه السلام قال : قضى امير المؤمنين عليه السلام فى كل رهن له غلة ان غلته تحسب لصاحب الرهن مما عليه . « 2 »
ترجمه : حضرت على عليه السلام حكم مىكرد براى هر رهنى كه داراى غلهاى است . كه غله رهن را به حساب صاحب رهن منظور بدارد .
با دقت در اين احاديث نكات و مطالب زيادى استفاده مىشود از جمله :
1 - اهميت در اداى دين ، تا آنجا كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به آن شخص نماز نخواند كه اين اهميت دادن در حقيقت براى حفظ احترام مال طلبكار است .
2 - امكان اجتماع ثروت براى قرض دادن كه در اين روايات 000 / 10 درهم و 000 / 800 درهم و 000 / 300 درهم ذكر شده است .
3 - مالك بودن زمين ( ضيعه ) زيرا اگر مالك نبود نمىتوانست آن را بفروشد يا رهن بگذارد .
4 - وعدههائى كه امام حسين عليه السلام به اشخاص داده بود ، مانند ديونش ادا كردند .
5 - سهم مالكانهء صاحب زمين بايد داده شود كه علاوه بر اينكه دليل بر مملوك بودن زمين است دلالت بر اين دارد كه سود سرمايه نيز منظور و بايد داده شود .
هامش
( 1 ) - وسائل ، ج 13 ، ص 132 - از فقيه ، ج 2 ، ص 100 .
( 2 ) - وسائل ، ج 13 ، ص 132 - از فروع كافى ، ج 1 ، ص 396 و تهذيب ، ج 2 ، ص 164 .