ديه به حسب نصوص احاديث يكى از امور ذيل است :
1 - صد شتر .
2 - دويست گاو .
3 - دويست حله ( حله در آن زمان پارچهء فاخرى بوده است ) .
4 - هزار دينار طلا ( مشروط بر اينكه سكهدار باشد و هر دينار هم يك مثقال شرعى مىباشد ) .
5 - هزار گوسفند .
6 - ده هزار درهم نقره ( كه بايد مسكوك باشد و ده درهم معادل هفت مثقال صيرفى است ) .
نكات زير از آيهء شريفه استفاده مىشود :
1 - مسلمان مىتواند انسانى را به نام برده ( با شرايط مخصوصى كه در جاى خود ذكر شده است ) مالك شود ، زيرا اگر برده قابل تملك نبود ، آزاد كردن آن مفهوم نداشت .
2 - هر فرد مسلمان ممكن است به قدرى ثروت داشته باشد كه به حد ديه برسد ، ديه هم گفتيم كه مقادير مختلفى دارد ، حشم داران صد شتر يا دويست گاو يا هزار گوسفند ، تجار دويست حله يا هزار دينار طلا يا ده هزار درهم نقره ، البته نه اينكه ثروت به اين مقدار محدود شود ، زيرا ممكن است كه انسان اشتباه زيادترى مرتكب شود و ديههاى زيادى به گردنش باشد ، به هر حال آيهء شريفه به وضوح به اين امر دلالت دارد .
3 - اولياى مقتول كه يك نفر يا زيادتر هستند ديه را مالك مىشوند .
اخبار ديات :
در كتب فقهاى شيعه و سنى كتاب الديات مفصلًا و مستقلًا ترتيب داده شده و مسائل جزئى و كلى را دقيقاً بررسى نموده و نوشتهاند .
امير المؤمنين عليه السلام رسالهاى مفصل در ديات نوشته و به نحو منشور به همهء حكام و استانهاى كشور اسلامى فرستادند و اين رساله را علماى بزرگ شيعه در كتابهاى خود نقل كردهاند . « 1 »
براى نمونه به ذكر چند حديث در اين مورد اكتفا مىشود .
عن عبد الرحمن بن الحجاج قال : سمعت ابن ابى ليلى يقول : « كانت الديات فى الجاهلية مائة من الإبل فأقرها رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم ثم انه فرض على اهل البقر مأتى بقرة و فرض على اهل الشاة الف شاة ثنية و على اهل الذهب الف دينار و على اهل الورق عشرة ألف درهم و على اهل
هامش
( 1 ) - رجوع كنيد به كافى ، ج 7 ( فروع ) ص 311 و 324 و 327 و 330 و 343 و نيز من لا يحضره الفقيه ، ج 4 ، ص 75 و تهذيب ، ج 10 ، ص 295 و مستدرك الوسائل ، ج 3 در خاتمه ص 308 .