عمر بن يزيد گويد : شنيدم مردى از اهل جبل از امام صادق عليه السلام سؤال مىكرد از اينكه كسى زمين مواتى را كه صاحبانش آن را ترك كردهاند ، گرفته و آباد كرده است ، نهرها حفر نمود ، و خانهها ساخته و درختها غرس كرده ، امام فرمودند : امير المؤمنين عليه السلام مىفرمودند : هركس از مؤمنين زمينى را احيا كند ، مال او است و سهم زمين را بايد به امام عليه السلام بپردازد . . .
اين روايت هم به مورد بحث دلالت ندارد زيرا :
اولًا در روايت جملهء :
« تركها اهلها »
احتمال دارد كه به معناى اعراض كردن باشد و در اين صورت مسلماً از ملك صاحبش خارج مىشود .
ثانياً ظاهر روايت اين است كه نظر به زمينهاى خراج است چون كه « طسق » خراج زمين را گويند .
اين احتمال كه نظر امام به زمينهاى خراج باشد در همهء رواياتى كه ظهور در مالك بودن احياكنندهء دوم دارد بسيار قوى به نظر مىرسد .
از استدلال علامه رحمه الله تعالى و شهيد رضوان الله عليه در اين مسأله به اينكه احيا علت ملك است . . . استفاده مىشود كه آنها در صورتى نظرشان به مالك شدن احيا كنندهء دوم است كه مالك اول با احيا مالك شده باشد و اما اگر خريده يا ارث برده باشد ، در آن صورت در مسأله خلافى نيست كما اينكه مرحوم فقيه همدانى در آخر خمس مىفرمايد :
« ثمّ انّ التقيد بكون الأرض الميتة المملوكة ممّا باد اهلها . . . للاحتراز عمّا كان لها مالك معروف فانّها له بلا خلاف فيه على الظاهر و لا اشكال لو لم يكن ملكه لها بالاحياء . . . »
و علّامه « 1 » مىفرمايد :
« فان ملكها بالشراء و شبهه لم تملك بالأحياء قال ابن عبد الله : اجمع العلماء على انّ ما عرف بملك مالك غير منقطع لا يجوز احياؤه لأحد غير اربابه و ان ملكها بالاحياء ثم تركها . . . »
و در مفتاح الكرامه « 2 » آمده است :
« و اذا ملكها بالشراء او شبهه فانّها لا تملك بالاحياء عند جميع اهل العلم كما حكاه فى التذكرة عن ابن عبد الله و قد حكى الجماعة حكايته عنها ساكتين عليه بل استظهره بعضهم إلّا صاحب الكفاية » .
عظمت اسلام و پيروزى انقلاب اسلامى و طول عمر امام امت را از خداوند متعال خواهانم .
و السلام عليكم و رحمة الله و بركاته
هامش
( 1 ) - تذكره ، ج 2 ، ص 401 .
( 2 ) - مفتاح الكرامه ج 7 ، ص 10 .