بكشد يا سنگچينى كند يا خاك ريزى كند يا سيم بكشد يا درختكارى نمايد كه اجمالًا دلالت بر حيازت زمين كند و علامتى باشد بر اينكه كسى مىخواهد اين زمين را احيا نمايد .
اكثر علماى شيعه رضوان الله عليهم اجمعين فرمودهاند : كه تحجير ملكآور نيست زيرا « تحجير » شروع در احيا و مقدّمهء آن است و ملك با احيا كردن حاصل مىشود نه با شروع كردن . « 1 »
« و سبب ملك در نزد شيعه تمليك امام است و گفتيم كه مالك زمين موات امام عليه السلام است و ( امام عليه السلام هم احيا را شرط تملك قرار داده است ) و در نزد اهل سنت سبب ملك ، فقط احيا كردن است و احيا هنوز حاصل نشده است . « 2 »
علاوه در تذكره و قواعد و محقق در شرايع و شهيد در مسالك و شهيد ثانى در دروس و محقق ثانى در جامع المقاصد ( و مفتاح الكرامه از ) وسيله و جامع الشرايع و مفاتيح نقل كرده كه همه فرمودهاند كه تحجير ايجاد اولويت مىكند و ملك با احيا حاصل مىگردد . « 3 »
و صاحب جواهر در شرح كلام محقق فرموده : انصاف اين است كه دليل در اين حكم فقط اجماع است . « 4 »
و از شيخ نجيب الدين و شيخ طوسى در مبسوط نقل شده كه : تحجير احيا است و شايد مراد اين است كه در بعضى از موارد فقط ديوار كشيدن احيا باشد ، مثلًا ديوار كشيده كه اموالى را آنجا حفظ كند يا حيوانات را در آنجا دهد ، كه همين قدر براى اين مقصود كافى مىباشد . ( و الّا ظاهر اين كلام با فتاواى احمد مطابق است كما اينكه بعدا اشاره مىكنيم ) .
ظاهر رواياتى كه اهل سنت نقل كردهاند اين است كه تحجير مفيد ملكيت است مثلًا :
« من احاط حائطا على الأرض فهى له » . « 5 »
« من سبق الى ما لم يسبق اليه مسلم فهو له » . « 6 »
هامش
( 1 ) - در قواعد و مسالك چنين استدلال كردهاند .
( 2 ) - در تذكره چنين استدلال شده است .
( 3 ) - تذكره ج 2 ، باب احياى موات « الحجر عندنا لا يفيد الملك بل الأولوية و الأحقيه لا ملكا للرقبة . . . » .
( 4 ) - جواهر ج 38 ، ص 57 .
( 5 ) - مدرك حديث گذشت و رجوع شود به مسند احمد ج 5 ، ص 21 و ج 3 ، ص 381 .
( 6 ) - مدارك حديث گذشت و رجوع شود به سنن بيهقى ج 6 ، ص 142 .