كه در املاك وادى القرى دارم وقف است .
( علاوه بر اينها ) آنچه در « ذعة » « 1 » دارم با بردههايى كه آنجا هست وقف است و مانند بردههايى ديگر ( در املاك كار كرده و مخارج خود و عائلهشان را از همان املاك اداره نمايند ) .
بعلاوه آنچه در « اذينه » « 2 » دارم با بردههايى كه آنجا دارم وقف است .
و « قصيرة » « 3 » همان طورى كه مىدانيد وقف است .
در حقيقت آنچه در مورد اموال خودم نوشتم « به گونهء » صدقهء واجب است يعنى وقف است كه قابل فسخ نيست و نمىشود فروخت يا به كسى بخشيد يا شرايط آن را تغيير داد و قطعى و خارج از ملك خصوصى مىباشد ، خواه من زنده يا مرده باشم و در هر موردى كه براى خدا باشد ، صرف شود .
( بعد در صدد توضيح شرايط وقف و متولى آن برآمده مىفرمايد ) :
مال محمد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ( موقوفههاى آن حضرت ) همان طورى كه خود مقرر داشته ، مال اولاد فاطمه است « 4 » .
و همينطور است اموال فاطمه « 5 » .
و بردههايى كه در كاغذ كوچكى اسم بردهام همهء آنها از بردگى آزادند .
توليت اين موقوفه در دست حسن بن على مىباشد و حق دارد متعارف مخارج خود را از درآمد آن املاك بردارد و هر طورى كه مطابق خواست خدا است مصرف كند اگر قرضى ( دينى ) داشته باشد مىتواند از همين املاك بفروشد و آن را ادا كند و اختيار و سرپرستى اولاد على و
هامش
( 1 ) - در وسائل « ذعه » با ذال معجمه و عين مهمله است و در تهذيب « دعه » با دال مهمله است و در بعضى نسخهها « ديمه » آمده است به هر حال در معجم پيدا نشده و شايد در اصل « دعان » بوده و تحريف شده است و در روايت ديگر « برقه » يا « برعه » آمده و دعان اسم مكانى است ميان مدينه و ينبع و برقه هم اسم يكى از صدقات رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم بوده است و در شرح آملى آمده است كه : « دعه » چشمهاى است در نزديكى مدينه .
( 2 ) - « اذينه » را پيدا نكردم و شايد « ارينه » صحيح باشد كه ياقوت مىگويد : اسم جائى است در اطراف مدينه .
( 3 ) - « قصيرة » يا فقيرتين ، فقيرتين در نسخهها مختلف نقل شده است .
( 4 ) - سابقاً به شرح اين جمله اشاره شد .
( 5 ) - موقوفههاى آن حضرت بعداً خواهد آمد .