« شراجع » : جمع شرجع به معناى تابوتى است كه مرده را به وسيلهء آن حمل مىكنند و نيز به دستهء چكش و كمان تيراندازى نيز گفته مىشود و همچنين به معناى چوبى كه دراز و مربع باشد آمده است و شايد مراد معناى اخير باشد كه از وسائل كشيدن آب و نظاير آن بوده است .
« شجر » : نباتاتى را گويند كه ساقهدار باشد و بعضى آن را درخت معنا كردهاند .
« آبار » : جمع بئر است يعنى چاه .
« سواقى » : جمع ساقيه به معناى نهر كوچك است .
« نبت » : به معناى نبات است يعنى هر آنچه كه از زمين برويد .
« رقيق » : يعنى برده و به عبد و كنيز گفته مىشود .
« نحل » : زنبور عسل .
« ضحل » : آبى كه عمق ندارد و كم است .
ب - أبو عبيد مىگويد :
« وجدنا الآثار عن رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم و الخلفاء بعده ، قد جاءت فى افتتاح الأرضين بثلاثة احكام : أرض اسلم عليها اهلها فهى لهم ملك ايمانهم . . . » « 1 »
يعنى رواياتى كه از رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم و خلفاى بعد از او به ما رسيده ، حاكى از اين است كه در زمينهايى كه فتح مىشد سه حكم اجرا مىگرديد :
1 - زمينى كه ساكنين آن مسلمان شدهاند و اين زمينها ملك آنها مىباشد .
و به همين مضمون اخبار ديگرى نيز داريم :
« عن صخر بن العلية قال : اخذت عمة المغيرة بن شعبة فقدمت على رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم فقال : يا صخر ان القوم اذا اسلموا احرزوا دماءهم و اموالهم فادفعها اليهم و كان ماء لبنى سليم فأسلموا فسألوه ذلك فدعانى فقال : يا صخر ان القوم اذا اسلموا احرزوا دماءهم و اموالهم فادفعها اليهم » . « 2 »
از صخر فرزند عليه نقل شده كه مىگويد : من عمهء مغيرة فرزند شعبه را گرفتم و به حضور رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم آوردم ، فرمود : اى صخر به درستى مردم وقتى كه مسلمان شدند خونها و اموال خود را حفظ كردهاند پس ( اين زن را ) به خودشان برگردان .
طايفهء بنى سليم آبى داشتند پس مسلمان شدند و آب را خواستند رسول الله فرمودند : اى
هامش
( 1 ) - كتاب اموال أبو عبيد ج 1 ، ص 72 .
( 2 ) - سنن دارمى ج 1 ، ص 395 كتاب زكات و ج 2 ، ص 228 كتاب السير و ابو داود ج 3 ، ص 176 و فتح البارى ج 6 ، ص 122 و نصب الراية ج 3 ، ص 411 .