پنجم : چهار صد است ، در آن پنج گوسفند بدهند ( بدهد - خ ل ) .
و بعد هر چه زيادتر شود ، از هر صد عدد ، يكى بدهند ( بدهد - خ ل ) ، و در ما بين ، چيزى - يعنى زكات - ندارد .
[ 59 ] - اما طلا و نقره و گاو و گوسفند و شتر ، در اينها سال معتبر است ؛ تا عين هم باقى است ، هر سال بايد بدهند .
[ 60 ] - و اما زكات آنها ، آنچه مىدهد ( مىدهند - خ ل ) اگر بز باشد ، در سال سه باشد ، و اگر ميش باشد ، يكساله باشد احتياطا .
[ 61 ] - و ( امّا ) مستحقين زكات ، هشت صنفند :
اول و دوم : فقراء و مساكين .
سوم : كسانى كه تعيين شدهاند از جانب امام ، يا مجتهد ، از براى گرفتن زكات ، و جمع ، و ضبط آن .
چهارم : كفّارى كه تأليف شده است قلوب ايشان از براى جهاد ، و اما در زمان غيبت ، خلاف است .
هامش
1 - ( م ) - با بقاء نصاب ( به اين قدر نصاب - خ ل ) . ( ميرزا )