از نهايت كوتاهى شروع كند به زيادتى ، يا آن كه بعد از بر طرف شدن سايه بهم رسد ، يا آن كه سايه از خط نصف النهار بگردد اگر معلوم كرده باشد آن را به دايرهء هندى يا غير آن .
و بعد از آن كه سايه شروع به زياد شدن كرد ، آن سايهء زياده كه بعد از زوال بهم مىرسد كه آن را فيء مىگويند تا دو قدم ، يعنى دو هفت يك شاخصى كه براى استعلام آن نصب كردهاند يا دو قدم آدمى نسبت به سايه قامت او ، وقت نافلهء ظهر است .
به اين معنى كه نافله را بعد از دو قدم پيش از فريضه نمىتوان كرد . اما اگر پيشتر فارغ شود ، فريضه ظهر را كردن خوب است ، و كسى كه نافله نكند فريضه را در اول وقت كردن بهتر است ، مانند مسافر يا كسى كه نافله را براى عذرى ترك كند .
و بعد از اين دو قدم به قدر دو قدم ديگر وقت فضيلت ظهر و نافلهء عصر است ، و چون چهار قدم بگذرد نافلهء عصر را پيش از فريضه نمىتوان كرد .
و بعد از اين چهار قدم ديگر وقت فضيلت عصر است ، اما در دو قدم اول كردن بهتر است كه در قدم پنجم و ششم واقع شود .
و اگر نافله در اوقاتش نشود بعد از نماز واجب تا وقت ادا باقى است كردن خوب است ، و اگر قصد ادا و قضا نكند احوط است ، و اگر بعد از خروج وقت كند به قصد قضا بكند .
و اگر فريضهء ظهر را در چهار قدم نكند بايد كه از هفت قدم كه يك برابر قامت است نگذراند ، و عصر را اگر در هشت قدم نكند بهتر است كه از چهارده قدم كه دو برابر قامت شاخص است نگذراند ، و اينها همه در سايهء زيادتى است .
و سايه كه در اول زوال مىماند حساب نبايد كرد ، لهذا در اين
بيست و پنج رساله فارسى (فارسى) — صفحة 278
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٧٨