بنابراين ، در هيچ يك از صورتها و اشكال حديث ، كلمهء « ما وليهم » وجود ندارد جز در يك شكل .
و امّا مقصود از اين احاديث ، انشا است نه اخبار ؛ يعنى به مردم مىگويد بايد از اين دوازده خليفه اطاعت كنند كه عزت اسلام و مسلمانان به اين دوازده نفر بستگى دارد . نه اينكه خبر مىدهد دوازده انسان پاك پس از او خلافت خواهند كرد .
بنابراين ، نداشتن خلافت ظاهر ، دليل بر عدم خلافت آنان كه احاديث « اثنا عشر » از آن خبر مىدهد نيست .
ليكن متأسفانه مردم ، از دو نفر از اين گروه دوازده نفرى تا حدى پيروى كرده و حكام ظالم به كمك سرسپردگان آنان ، اجازه اعمال ولايت به بقيه آنان ندادند .
ما در اينجا مىپرسيم : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به صريح اين روايات مىگويد :
دوازده خليفه ، مايهء عزت مسلمانان خواهند بود . بر طبق نظر شما از حكومت آنان خبر مىدهد ، ما فعلًا گفتگويى در مورد چهار خليفهء نخست نداريم . بايد بگويند كه اين هشت نفر ديگر كه مايهء عزت و عظمت دين شدند ، چه كسانى بودند ؟ آيا معاوية بن ابى سفيان يا فرزند او يزيد شرابخوار يا مروان بن حكم مطرود رسول اللَّه و ملعون به زبان او يا فرزندان چهارگانهء او ؛ مانند عبدالملك و سه برادر او .
تنها يكى از جرايم عبدالملك اين است كه حجاج بن يوسف را بر مردم عراق مسلط كرد و خونهاى ناحق ريخت كه تاريخ از آن ياد كرده است و اين گوياى آن است كه اين حديث در مقام دعوت به پيروى است نه اخبار از وقوع و الّا صحيح نخواهد بود .
پاسخ جوان شيعى به پرسشهاى وهابيان — صفحة 268
مساهمون: محمد طبرى
ص٢٦٨