را ردّ و در توهين و ناسزاگويى به افراد ( مانند علّامهء حلّى ، كه معاصر وى بوده و كنيهاش ابن مطهّر است ، ابن تيميه او را ابن متنجس مىخواند ! و ) آن قدر افراط مىكند كه در مواردى موجب تنقيص [ امام ] على بن ابىطالب مىشود » . « 1 » 7 . « آلوسى » صاحب تفسير نيز ابن تيميه را منحرف خوانده و از وى با همان ديدگاه ابن حجر ياد مىكند كه گفت : در ناسزاگويى و بد دهنى شهرت دارد . « 2 » 8 . « سيدحسن سقاف » از معاصران ، « زاهد كوثرى » و گروهى ديگر گفتهاند : . . . كسى كه به معاويه اقتدا مىكند و امام على
را مورد هجوم و عيبجويى قرار مىدهد ، نزد وهابيان به « شيخ الاسلام » نامبردار است و افكار و نظرياتش را همچون وحى منزل مىدانند ! * * * اين مكتب در برههاى از تاريخ رو به خاموشى گراييد ، امّا پس از مدتى ، به وسيلهء محمد بن عبدالوهاب تبليغ و ترويج شد . هدف بانيان و مروجان اين مكتب ، تفرقه افكنى ميان مسلمانان و تكفير همگان ، جز ياران خودشان است . به هر روى ، كتابى كه از آن ياد كرديم « 3 » آشفتگى و تناقضگويى در آن ، به روشنى پيدا است . اكنون تنها صفحهاى از مقدمهء آن را به اختصار