تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ حرم ائمه بقيع (ع) و آثار ديگر در مدينه منوره (فارسى) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠

« أيّها الناس أنسبوني من انا ثمّ ارجعوا إلى انفسكم و عاتبوها و انظروا هل يحلّ لكم قتلي و انتهاك حرمتي ؟ ! الَستُ ابن بنت نبيّكم و ابن وصيّه و ابن عمّه و اوّل المؤمنين باللَّه و المصدّق لرسوله بما جاء من عند ربّه ؟ أوَلَيس حمزة سيد الشهداء عمَّ أَبي أوَ لَيس جعفر الطيّار عمّي أوَلَم يبلغكم قول رسول اللَّه لي ولِأخي هذان شباب اهل الجنّة . . . » . « 1 » « مردم ! بگوييد من چه كسى هستم ، سپس به خود آييد و خويشتن را ملامت كنيد و ببينيد آيا قتل من و شكستن حرمتم براى شما جايز است ؟ آيا من فرزند دختر پيامبر شما نيستم ؟ آيا من فرزند وصىّ و پسر عموى پيامبر شما نيستم ؟ مگر من فرزند كسى نيستم كه پيش از همه به خدا ايمان آورد و پيش از همه رسالت پيامبر را تصديق كرد ؟ آنگاه فرمود : آيا حمزه سيد الشهدا عموى پدر من نيست ؟ آيا جعفر طيّار عموى من نيست ؟ آيا شما سخن پيامبر را در حق من و برادرم نشنيده‌ايد كه فرمود : اين دو ، سروران جوانان بهشت هستند ؟ . . . » حضرت حمزه در گفتار و احتجاج علىبن الحسين عليهما السلام : 1 - صدوق رحمه الله از ثابت‌بن ابى صفيه نقل مىكند : « نَظر علىّبن الحسين سيّد العابدين عليهما السلام الى عبيداللَّه‌بن عبّاس‌بن عليّبن ابيطالب عليه السلام فاستعبر ثمّ قال : ما مِنْ يوم اشَدّ على رسول‌اللَّه مِنْ يوم احُد قُتِلَ فيه عمّه حمزةبن عبدالمطّلب اسداللَّه و اسد رسوله و بعده يوم موته قتل فيه ابن عمّه جعفربن ابيطالب ، ثمّ قال و لا يوم كيوم الحسين عليه السلام اذ دلف اليه ثلثون ألف رجل يزعمون انّهم من هذه الأمّة كلٌ يتقرّب الىاللَّه عزّ و جلّ بدمه . . . » « روزى على بن الحسين عليهما السلام عبيداللَّه فرزند عباس بن على را ديد و اشك در چشم آن بزرگوار حلقه زد ، آنگاه فرمود : براى پيامبر روزى سخت‌تر از جنگ احد پيش نيامد ؛

هامش
( 1 ) . اين سخنرانى با مختصر اختلاف در متن آن ، در تاريخ طبرى ، ج 7 ، ص 328 ؛ كامل ابن اثير ج 3 ، ص 287 ؛ ارشاد مفيد ، ص 234 ؛ مقتل خوارزمى ، ج 1 ، ص 253 و طبقات ابن سعد آمده است .