احاديثشان را بر قرآن ، به طور مطلق ( بدون آن كه اختصاص به حديثي دون حديثي ديگر داشته باشد ، ) عرضه كنند . روشن است اگر كتاب الهى تحريف شده بود ، معنايى براي اين گونه أحاديث نبود . . . وهمين طور اخبارى ديگر . . . « 1 » .
4 . شواهد تاريخي بر سلامت قرآن از تحريف چيست وچه كساني به آن استناد كردهاند ؟
در اين دليل به عنايت ويژهى مسلمانان در تمام ابعادِ جمعآورى ، حفظ ، ضبط قرائت ونگارش قرآن ، وانس بىپايان وقداستى كه اين كتاب از همان أوان نزول در ژرفاى جانشان داشته وحساسيت فوقالعادهاى كه آنان نسبت به كوچكترين تغيير در اين زمينه از خود نشان مىدادند ، تأكيد مىشود . اين عنايت ويژه هر نوع ترديدى را دربارهى تحريف قرآن مىزدايد .
نخستين كسى كه از اماميه به اين دليل توجه كرده ، سيد مرتضى علم الهدى ( م . 436 ه . ق ) است كه با استدلالي متين وشواهدى نيرومند به طرح بحث پرداخته است . ايشان مىگويد :
ما در كتاب مسائل الطرابلسيات روشن ساختيم ، قرآن به طور درست همان گونه كه بوده نقل شده بدون آن كه در آن ، نقصان ، تبديل يا تغيير ودگرگونى رخ داده باشد .
در آن جا گفتيم ، بداهت اين مطلب كه قرآنِ در دست ما ، همان قرآنِ نازل شده بر پيامبر أكرم صلى الله عليه وآله است ، مانند علم به وجود شهرها وحوادث بزرگ ورويدادهاى عظيم وكتابهاى مشهور واشعار مدون است كه هيچ كس در وجود آنها شك وترديدى به خود راه نمىدهد .
در آن كتاب متذكر شديم ، عنايت شديد وانگيزههاى قوى مسلمين بر نقل قرآن وحفظ وحراست از آن از حد نقل حوادث ، رويدادها وكتابها به مراتب بيشتر است . . . علم به جزئيات قرآن مانند علم به كلّيت آن است . . . وناگفته پيداست كه
هامش
( 1 ) . محمد حسين طباطبائى ، الميزان في تفسير القرآن ، ج 12 ، ص 107 - 108 .