قابل مقايسه با جوامع غربى نيست .
اينك بايد گفت : چرا اعتراض طرفداران حقوق بشر را نسبت بهحكومتهايى نمىشنويم كه بهكشورهاى ديگر حمله مىكنند ، مثلًا با تجهيز شيميايى و تسليحاتى دولت بعثى عراق ، هزاران نفر از مردم استانهاى مرزى ايران و عراق را قتلعام كردند ، و يا در حمله بهويتنام و يا با ايجاد اختلافات قبيلهاى در كشورهاى آفريقايى و خصوصاً با جنايات مكرر در فلسطين ، در اردوگاههاى صبرا و شتيلا و جنين و مناطق ديگر جهان ، هزاران انسان بىگناه را بهخاك و خون كشيدهاند .
اما با كمال تأسف فرياد نقض حقوق بشر را بههنگام اجراى قوانين اسلامى مىشنويم ، آنهم قانونى كه براى پيشگيرى و كاهش جرم ، بهاولياى دم مقتول اجازه مىدهد خواهان قصاص و پيگيرى جنايت شوند ! آيا اين فرياد از سر دلسوزى و آن سكوت از روى عدالت است ؟ !
تفاوت قصاص و ديهى زن و مرد
و اما در قصاص جانى ، كه خونبهاى زن نصف مرد است ، از اينجهت نيست كه مثلًا ارزش انسانى زن كمتر از مرد باشد ، بلكه نصّ قرآن و سنت قطعيّه چنين حكمى را بيان داشته كه مخالفت با آن براى مسلمان جايز نيست .
و در حكمت اين حكم با بررسىهاى عقلانى ، اجتماعى و واقعيت