گروهى در انحصار شايستهترين افراد دانشمند و با تقوى و شجاع و دقيق است ، و چنانكه بهجاى نبى ، وصىِ ويژهى نبىِّ بايستهى مقام قضاوت است ، بهجاى وصىِّ نبى نيز ، شايستهترين افراد امت در هر جمعيتى اين شايستگى را دارند .
در خبر است از حضرت صادق عليه السلام كه اميرالمؤمنين عليه السلام با شُريحِ قاضى شرط كرد كه هيچ حكمى را اجرا نكند مگر آنكه از نظر آن حضرت بگذراند . « 1 »
شريح در گذشته قاضىِ منصوب از طرف عمر و عثمان بود و چون على عليه السلام خواست او را عزل كند صداى واعمرا بلند شد و مردم كوفه گفتند ما با تو بهاين شرط بيعت كرديم كه به سنّت شيخين عمل كنى و شريح را عمر نصب كرده است .
در اينجا على عليه السلام بهناچارى دست از عزل شريح برمىدارد و صورةً عزلش نمىكند ولى همين شرط كه فقط با موافقت آنحضرت احكامش را اجرا كند بهمعنى عزل اوست و چارهاى هم جز اين نداشت .
براى قاضىِ شرع رعايت شروطى منفى و مثبت لازم است كه در آن صورت اهليتِ قضاوت را خواهد داشت .
شرط اول :
اجتهاد مطلق در كليهى احكام ، خصوصْ احكامِ قضايى و نيز شناخت شيوهى عملىِ قضاوت ، كه نه آن اجتهاد بهتنهايى كافى
هامش
( 1 ) - كلينى و شيخ در حديث حسن همچون صحيح از هشام بن سالم از حضرت صادق ( ع ) ( كافى باب ان الحكومه انماهى للامام خبر 2 - 3 و تهذيب باب من اليه الحكم خبر - 2 « لَمّاوَلّى » اميرالمؤمنين شريحاً القضاء اشترط عليه ألاينفذ القضاء حتى يعرضه عليه .