براى هيچگونه ستيزى نيست ، تا چه رسد به كشتار .
ايمانِ بايسته دو بُعدى است ، كه نخست پاسدارى از خود در تمامى اعمال ، اقوال و احوال مىباشد ، و سپس پاسدارى نسبت به ديگران ، و همانگونه كه خود بايد بايسته را عملى كنى ديگران را نيز بايد به آنها وادارى ، و نيز در نبايدها بايد نهى كنى تا جوّ اسلامى پاك و پاككننده باشد ، و زمينهى خلافكارى تا سرحدِّ امكان كم و كمتر گردد .
مسألهى 47 - اساساً مؤمن هميشه بايد مهاجر و مجاهد باشد ، كه هجرت و دورى از هر كسى و هر چيز و مقامى را براى جانبدارى از ايمان ترجيح دهد كه « المُؤْمِنُ مُهاجِرٌ » و جهادش اعم از درونى است كه جهاد با نفس ، و برونيش جهاد با دشمنان خدا است ، در هر صورت بايد برمبناى آداب شرعى باشد و نه سر خود .
و بالاخرهى هندسهى بناى نيرومند و آبرومند اسلام داراى سه ضلع :
امر ، نهى و جهاد است ، كه اسلام راستين را بهخوبى پاسدارى مىكند ، و رسالت پيمبران را در هر زمان و مكانى تا سرحدِّ امكان تحقق مىبخشد .
« وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لاتَكونَ فِتْنَةٌ وَيَكُونَالّذينُللَّهِ » « 1 » پيوستگى هميشگىِ مبارزه عليه كفر را ، تا هنگام حكومت عدل جهانى حضرت مهدى ( عج ) مسئوليتى عمومى و جهانى براى مسلمانان دانسته ، كه در هرجا و هر زمانى حتّىالامكان براى نفى كفر و اثبات ايمان ، بايستى جهاد و كوششْ ، همگانى و پيوسته باشد كه :
« وَلَوْلا دَفْعُاللَّهِ النّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِالْأرْضُ » « 2 »
« و اگر مردم يكديگر را ( از بدىها ) بازدارنده نباشند زمين - تكليف - بىجون فاسد خواهد شد .
هامش
( 1 ) - سورهى بقره ، آيهى 193 .
( 2 ) - سورهى بقره ، آيهى 251 .