ربانى چه تكوينى و چه تشريعىاش لازمهى علم ، قدرت و حكمت بىنهايت ربانى است ، كه ويژهى حضرت اقدس الهى است ، و هرگز عطاكردنى نيست ، مگر گفته شود كه اصل ربوبيت نيز قابل اعطاء و بخشش است !
و اصولًا « رسول » كه نخستين پيامآور شريعت ربانى است ، تنها رسول و نامهرسانِ وحى است و نه « رَبّ » و يا آميختهاى از رسالت و ربوبيت ، كه رسالت اعطائى است ولى ربوبيت هرگز اعطائى نيست .
آياتى با تعبيرهاى گوناگون چنان « حكمى » را در انحصار حضرت حقتعالى قرارداده كه بخشى از آنها بازگو مىشود :
« انِ الْحُكْمُ الّالِلَّهِ يَقُصُّالْحَقَّ وَ هُوَ خَيْرُالفاصِلينَ » « 1 » « ألالَهُ الْحُكْمُ وَ هُوَ أسْرَعُالْحاسِبينَ » « 2 » « انِالْحُكْمُ الّاللَّهِ أمَرَ ألَّا تَعْبُدُوا الَّا ايّاهُ » « 3 »
كه انحصار حكم به خدا با انحصار عبوديت در برابر او بستگى صددرصد دارد :
« وَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ فَانَّكَ بِاعْيُنِنا » . « 4 »
« براى حكم پروردگارت صبر كن كه تو « محمَّد » محققاً زيرنظرهاى مايى » و تحت توجّهات و مراقبتهاى كامل ما قراردارى .
و اگر رسول در حكمى ربانى مجاز بود ديگر براى صبر به جهت حكم ربانى جايى نمىماند ، آرى حكم ربانى در انحصار رب است ، ولى حكم رسالتى براى تمامى رسولان خدا برحسب درجاتشان حتمى است ، و به عبارت ديگر ، حكمِ شرعى است و نه حكم تشريعى ، كه :
« أولئِكَالَّذينَ آتَيْناهُمُالْكِتابَ وَالْحُكْمَ وَالنّبُوَّةَ » « 5 »
هامش
( 1 ) - سورهى انعام ، آيهى 57 .
( 2 ) - سورهى انعام ، آيهى 62 .
( 3 ) - سورهى يوسف ، آيهى 40 .
( 4 ) - سورهى الطّور ، آيهى 48 .
( 5 ) - سورهى انعام ، آيهى 89 .