محيط نگهداشته شده و بالاترين طبقاتش سقفى است محفوظ و طاقيست بلند و اين طاقهاى بلند همچنان در جو عظيم كيهان برقرار است ، بدون هيچ استوانه و پايهاى كه به زير آنها قرار گيرد « 1 » و يا رشته و باربندى كه اين بارهاى سنگين را بهم بندد و درهم پيوندد كه :
بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها
« 1 » است ، استوانه دارد ولى نامرئى است .
نكاتى چند : گرچه تمامى جملات خطبهء شريفهء فوق پر از نكات و دقايقى است كه هنوز پر و بال كيهانپيماى دانش بشر نتوانسته بر فراز آن بپرواز آيد ، و ما را اكنون بجز ترجمه و اندك توضيحى پيرامون آنها تاب و توانى نيست .
ولى با اينهمه از دقت در چند فراز آن ناگزيريم .
1 - آسمان از كفهاى اقيانوس بيكران محيط كه قسمت اعظمش تبديل به كف گرديده بود آفريده شده . . .
آيا اين سخن با جملهء « و هى دخان » سازش دارد ؟
فهم سطحى عاميانه كه از شنيدن دخان دود به نظر مىآورد ، و يا با توجه به آنچه گذشت گاز را نيز مشمول آن ميداند - با انديشهء سادهء خود هرگز نمى تواند بپذيرد كه لفظ دخان ( دود - گاز ) يا زبد ( كف و . . . ) سازش داشته باشد .
زيرا گاز را حتّى از آب بسى رقيقتر ميداند تا چه رسد به كف كه غلظت پديد آمدهء از امواج آب است . . .
حل مشكل : ولى در جهان آسمان و ستارگانش گازهاى بسيار داغى وجود دارد كه وزن مخصوص برخى از آنها از سختترين و سنگينترين مواد جهان نيز خيلى زيادتر
هامش
( 1 ) -رَفَعَ السَّماواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها: استوانه دارد اما ناديدنى است .