نسل خاكى بسى بد سابقه بوده ، و اكنونكه پروردگار جانشينانى بر آنها مىآفريند طبعا پرسش فوق پيش ميآيد كه : آيا فساد گذشته از نو آغاز خواهد شد ؟ .
بنابراين خليفه در اينجا جنس خاكى گذشته است ، نه خليفة اللّه و نه خليفة الجنّ . . . و چنان مينمايد كه آن نسلها چنان كه از لحاظ جنس خاكى با نسل فعلى انسان برادر بودهاند ، از جهات عقل و تكليف نيز به او شباهت داشتهاند ، زيرا در غير اين صورت شايسته نيست فساد موجوداتى بدون عقل و تكليف مورد سرزنش فرشتگان قرار گيرد .
نكتهايكه ميتوان در آيهء فوق سند فضيلت انسان كنونى گرفت جملهء :
إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ
است ، در اين نسل كه آفرينش او را اراده كردهام اولياى بزرگ الهى و اتقياى ارجمند يافت ميشوند ، و اگر اين فضيلت براى نسل فعلى نبود
إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ
پاسخ قانعكننده براى فرشتگان بشمار نميآمد .
نتيجهء سخن اينكه : پيش از انسان فعلى أمتهاى ديگرى كه مانند او از خاك آفريده شده و مكلف بودهاند ميزيستهاند ، ولى فساد و گمراهيشان بيشتر بوده است . و اللّه اعلم .
جرم آسمانى ؟ از آيات رستاخيز آسمان چنان نمودار است كه : آسمان همچون دفترى بر فراز ما گشوده شده ، و ستارگان همچون كلماتى ميباشند كه دلالت بر قدرت و حكمت مؤلف اين دفتر و نگارندهء اين نامهء شگفتانگيز دارند :
يَوْمَ نَطْوِي السَّماءَ كَطَيِّ السِّجِلِّ لِلْكُتُبِ
اما جرمش از نوع كاغذهاى ما نيست ، چنان كه كلماتش نيز از نوع ديگر است ، اين سقف نيلگون در آغاز گاز بوده ، و در پايان نيز به همان حالت گازين برگشت خواهد كرد :
يَوْمَ تَأْتِي السَّماءُ بِدُخانٍ مُبِينٍ
.
نظام و ثباتش به هم خورده جريان مىيابد :
يَوْمَ تَمُورُ السَّماءُ مَوْراً
و همچون تهنشين زيتون روان ، و مانند گل سرخ قرمز ميگردد .