رستاخيز ذوب مىشود ، چنان كه فلزات ذوب ميگردند ، و همچون تهنشين روغن زيتون يا قير مىگردد .
فَإِذَا انْشَقَّتِ السَّماءُ فَكانَتْ وَرْدَةً كَالدِّهانِ
[ الرحمن 37 ] .
در اين آيه رنگ آسمان نيز پس از انقلاب مانند « وردة » گل سرخ ، قرمز شود .
و « دهان » نيز چنان كه راغب گويد : مانند « مهل » تهنشين روغن زيتونست « 1 » .
بنابراين آسمان پس از ذوب شدن چهرهء خونين و سرخ به خود ميگيرد ، زيرا در نبرد با اين حادثهء بزرگ شكست خورده ، و سپاهش يكسره منهزم و خونين گشتهاند .
وَ انْشَقَّتِ السَّماءُ فَهِيَ يَوْمَئِذٍ واهِيَةٌ
[ 69 - 16 ] .
راغب گويد : « واهية » بمعنى شل شده است ، آسمان كه در اثر انشقاق و انفجار صورت اتصالى و بند و پيوندهاى خود را از دست داده ، در حقيقت بندش شل و پاره شود .
إِذَا السَّماءُ انْفَطَرَتْ
[ الانفطار 1 ] .
انفطار بمعنى اختلال نظام است ، و معنى آيه چنان مىشود كه آسمان پهناور دچار اختلالى عظيم خواهد شد ، چنان كه در آيهء :
السَّماءُ مُنْفَطِرٌ بِهِ كانَ وَعْدُهُ مَفْعُولًا
[ المزمل 18 ] نيز تكرار شده است .
« وَ إِذَا السَّماءُ كُشِطَتْ »
[ التكوير 11 ] .
راغب گويد : كشط بمعنى كندن پوست است .
و طبعا پس از آنكه ارتباطات اجزاء آسمان از هم گسست ، پوست و پوشش آن نيز كه با اين بندها محفوظ بود ، كنده مىشود .
هامش
( 1 ) - طنطاوى گويد : دهان يا جمع دهن بمعنى روغن است ، و يا نام روغنى كه آن را به بدن و اعضاء ميمالند .