و در نزد خدا علامت يافته بودند ( مارك عذاب ) و از گروه ستمكاران دور نمىباشند [ هود 83 ] .
. . . و منكران و كوردلان كه رسول اسلام را با در دست داشتن آيات بينات نمىپذيرفتند ، از لحاظ اطلاعى كه از سابقهء اين گونه عذاب داشتند از خدا تمناى سنگباران كرده ، گفتند :
اللَّهُمَّ إِنْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ
[ الأنفال 32 ] .
خداوندا ، اگر اين حق است از جانب تو - پس سنگهاى آسمانى بر ما ببار .
و در برخى آيات مجرمانرا بسنگهاى آسمانى تهديد كرده و از جمله فرمايد :
أَ فَأَمِنْتُمْ أَنْ يَخْسِفَ بِكُمْ جانِبَ الْبَرِّ أَوْ يُرْسِلَ عَلَيْكُمْ حاصِباً ثُمَّ لا تَجِدُوا لَكُمْ وَكِيلًا
[ الاسرى 68 ] .
آيا ايمنيد كه زمين بقهر الهى در اثر زلزلهء شديد شكافها بردارد ، و از آسمان بر سر و سامانتان سنگ ببارد ، پس آنگاه از عذاب الهى بر خود پناه و نگهبانى نيابيد ؟
آيات فوق نمودارى است از اينكه در آسمان سنگهائى سرگردان وجود دارد كه احيانا بعنوان تعذيب و تنبيه غافلان و ستمكاران بارادهء الهى آنان را بمباران مىكند ، نه آنكه تمامى اين سنگها بدين منظور در جو پهناور كيهان پراكندهاند ، و يا آنكه تمامى آندسته از سنگهاى آسمانى كه بر زمين سقوط مينمايند تنها براى انجام اين مأموريت باشند .
شهاب و سنگ آسمانى
از سيماى آيات در پيرامون اين دو نيروى دفاعى آسمانى چنان نمودار است كه شهاب و سنگ آسمانى از لحاظ اصل ماده و جرم تفاوتى ندارند ، و اين هر دو يا از اجتماع ذرات پراكنده جوى پديد ميآيند ، و يا از برخى ستارگان جدا ميشوند ، اما شعاع فعاليت شهابها همان آسمانست كه احيانا آنجا بدشمن پرتاب ميشوند ، و يا به منظور ديگرى سقوط ميكنند ، و همانجا هم از نظر ناپديد ميگردند .