آنگاه دربارهء امر الهى كه ميان زمينها و آسمانهاى هفتگانه در جريانست چنين فرمود كه : صاحب اين امر رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله ، و جانشين پس از وى مىباشند - پيغمبر روى همين زمين ما است و امر الهى از ميان آسمانها و زمينها گذشته ، و در پايان بر وى نازل مىشود .
گفتم بنابراين ما تنها بر روى يك زمين قرار داريم ؟ « 1 » .
فرمود : آرى - و شش كرهء خاكى ديگر در محيط فوق زمين ما قرار دارد « 2 » .
آنچه از حديث فوق با آيهء مورد بحث ظاهرا موافقت دارد : هفت بودن زمين و همچنين وجود اوامر تشريعى و تكليفى الهى است ، كه در تمامى آنها جاريست با اين امتياز كه صاحب امر الهى در تمامى اين عوالم همين پيغمبر بزرگوار ما است كه رسالت دعوتش نيز بر تمامى مكلّفان جهان آفرينش از آسمانها و زمينها و آنان كه در شش كرهء خاكى ديگرند نيز شاملست .
و اما موضوع پيوستگى زمينها و آسمانها با استوانههاى ناديدنى ، ظاهرا اشاره به نيروى جاذبه عمومى و موافق با آيهء مورد استشهاد امام عليه السّلام است كه :
رَفَعَ السَّماواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها . . .
.
چيزى كه تاكنون نگارنده شاهدى صريح از قرآن براى آن نيافته است ، موضوع
هامش
( 1 ) - اين پرسش كه به صورت تعجّب از امام شده ظاهرا از اين جهت است كه راوى از پيش چنان مىپنداشته كه هفت زمين بمعنى طبقات هفتگانهء زمين است ، و به همين جهت در برابر اين گونه تفسير با حيرتزدگى سئوال كرده .
( 2 ) - دربارهء اينكه در جهان خلقت هفت كرهء خاكى مشابه وجود دارد بگواهى آيهء : « و من الأرض مثلهن » اضافه بر احاديثى كه ياد نموديم ، در المنثور ( ج 6 ص 28 ) نيز از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله بسند خود تعدد زمينها را نقل كرده ولى از لحاظ آنكه مطالبى نامفهوم نيز ياد كرده است از ذكر متن اين حديث و ساير احاديثى كه نامفهوم و يا نادرست به نظر ميرسد خوددارى ميكنيم .