پرندهاى كه محكوم بحركات گوناگون دورانى و غيره بوده ، و تنها همين حركت دگرگونه كافى است كه بمقتضاى قانون فرار از مركز در نخستين جنبش تمامى سرنشينان خود را به جوّ بيكران آسمان پرتاب كند ، و هر دستهاى را به كرهاى از كرات و يا فضائى از فضاهاى بىسروته بيفكند .
اين نيروى محيّر العقول جاذبهء زمين ما است ، كه هم او را در اين حركات درهم پيچيده از سقوط در جو پهناور آسمان نگهبانست ، و هم سرنشينان خود را چنان كه خودشان هم آگاه نيستند در آغوش محبت خود حفظ مىكند « 1 » .
اما سرنشينان مرده :
كه احيانا مهمترين عامل زندگى در موجودات زنده مىباشند .
1 - اكسيژن هوا ، يا كره اكسيژن :
برحسب آنچه دانشمندان جهانشناس گفتهاند كرهاى بشعاع يكصد كيلومتر از اكسيژن و ازت و أرگون زمين ما را در برگرفته است .
و تمامى نباتات و حيوانات و انسانها بناچار براى ادامهء زندگى به اين مادهء
هامش
( 1 ) - در مجمع البيان ج 10 ص 416 گويد :
« كفت : بمعنى ضمّ ، يعنى به خود گرفتن و جذب كردنست » .
و از اينجا نيز نيروى جاذبهء زمين كه احياء و اموات را به خود جذب كرده مستفاد مىشود ، جز آنكه برحسب آنچه گذشت نگارنده اضافه بر اين سرعت پرواز زمين را نيز از لحاظ لغت استفاده كرده است ، و رويهمرفته در هر مورد كه براى كفات احيانا تنها معنى ضم و قيض و كن ( نگهبان ) نمودهاند بنيروى جاذبهء زمين باز ميگردد .
مجمع اين حديث را نيز بعنوان شاهد مطلب ذكر مىكند كه « اكفتوا صبيانكم » يعنى كودكان خود را در آغوش تربيت نگهبانى كنيد .